|
|
|
||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۳۸۶ساعت 19:6 توسط کیهانی ثابت
|
|
|||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۳۸۶ساعت 18:53 توسط کیهانی ثابت
|
|
||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
سراسر جهان از تسبيح استفاده مي شود، حتي امروز مذاهب نزديك به دوسوم جمعيت دنيا به نوعي تسبيح به دست مي گيرند، تسبيح دانه هاي به رشته كشيده كه در هنگام دعا و ذكر به دست مي گيرند. ريشه كلمه مهره bead از زبان انگلوساكسن به معني دعا كردن گرفته شده است. در قرون وسطي زماني كه كليسا جواهر را تقبيح كرد، تسبيح به عنوان وسيله قابل قبول براي دست گرفتن و شماره ذكر و دعا پذيرفته شد. يكي از قديمي ترين شكل تسبيح در اروپا تسمه اي از چرم به صورت حلقه تزييني از حلقه هاي استخواني به هم پيوسته است كه از گورهاي قرن هشتم به دست آمده است. به نظر مي رسد سرمنشأ استفاده از مهره براي شمارش دعاها، هندوها در هندوستان باشند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۶ساعت 16:37 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
علاوه بر موارد متعدد، فوايد معنوى و روانى ، اين عبادت بزرگ داراى فوايد و آثار بى شمار بهداشتى نيز هست كه برخى از آنها از واجبات و برخى ديگر از مقدمات نماز محسوب مى شوند و ما در اينجا به اختصار به بعضى از فوايد آن اشاره مى نماييم . (1)
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۸۶ساعت 6:52 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
مسأله خواب ديدن، يكي از پديده هاي رواني معمولي و رايج در ميان مردم است و دانشمندان در ادوار مختلف تاريخ كوشيده اند آن را تفسير كنند و عواملش را بشناسند.
به نظر آنان برخي از خوابها نتيجه احساساتي هستند كه انسان در حين خواب آنها را حس مي كند، اعم از اينكه احساسات مزبور ناشي از تأثير عوامل خارجي در حواس باشند و يا نتيجه احساسات ناشي از عوامل مؤثر دروني كه در خود بدن به وجود مي آيند. در ميان روانشناسان، رايجترين نظريه درباره تعبير خواب، نظريه فرويد است. بر اساس اين نظريه، رويا روش سمبليك بيان انگيزه هاي ناخودآگاه انسان مي باشد. تحقيقات روانشناسان معاصر درباره خواب تنها شامل انواع خوابهايي كه ما در بالا اشاره كرده ايم مي شود، به ويژه آن خوابهايي كه طبق نظريه فرويد بيان كننده انگيزه ناخودآگاه هستند. آنها متعرض خوابهاي راست و روياهاي صادقانه كه پرده از كارهايي كه در آينده رخ مي دهد بر مي دارد، نشده اند. در صورتي كه اين نوع خوابگاه براي برخي از مردم اتفاق مي افتد چنان كه در اديان نيز ذكر شده است. قرآن "افنعاث احلام" و "رويا" را ذكر مي كند. افنعاث احلام (خوابهاي مشوشي كه تعبيرشان مشكل است) همان خوابهاي در هم و بر هم و پريشان و مبهم است. قرآن وقتي از افنعاث احلام نام مي برد شايد به خوابهايي اشاره مي كند كه مورد بحث و تفسير روانشناسان قرار گرفته و ما قبلاً به آنها اشاره كرده ايم. اما رويا در قرآن تنها به معناي همان روياي صادقانه است كه خداوند در جريان آن نوعي وحي يا الهام مشخص را به انبيا و فرستادگان خود و ديگر مردم القا مي كند و با حوادث آينده را به آنها خبر مي دهد. يكي از نمونه ها همان است كه درباره روياي ابراهيم (ع) آمده است. او خواب مي بيند كه مشغول ذبح فرزندش اسماعيل (ع) است. (سوره صافات، آيه 102-105) نمونه ديگر روياي صادقانه كه در قرآن آمده است خواب حضرت يوسف (ع) مي باشد: "(به خاطر آور) هنگامي را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم، من در عالم رويا ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي كنند. يعقوب گفت: اي فرزند عزيز، خواب خود را براي برادرانت بازگو مكن كه براي تو نقشه خطرناك مي كشند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است." (سوره يوسف، آيات 5،4) اين در روياي يوسف وقتي به تحقق پيوست كه وي برادران و والدين خود را نزد خويش خواند و آنها وقتي بر او وارد شدند به احترام و در تجليل از مقامش به سجده افتادند. در روايت آمده است كه پيامبر (ص) فرمود: در روياي صادقه از جانب خدا و خواب آشفته شيطان است." و نيز فرمود: "در روياي صادق فرد صالح، يك جز از 46 جز نبوت است." تبعيد قرآن در مورد خواب راستين در شكل گيري نظريه هاي انديشمندان مسلمان تأثير زيادي داشته است. آنها خواب را به آنچه كه در قرآن درباره آن آمده است، تفسير و تبيين مي كنند. مثلاً آلوسي در تفسير خود، چنين نقل مي كند: "ابن حاتم و ابن مردويه به اسناد خود از سليم بن عامر روايت كرده اند كه "عمر بن خطال" گفت: در شگفتم از روياي كسي كه مي خوابد و در خواب، چيزي مي بيند كه اصلاً به ذهنش خطور نكرده بود، ولي رويايش مانند گرفتن و لمس كردن با دست است (ماجراي خواب در بيداري دقيقاً رخ مي دهد اما گاهي هم انسان خواب مي بيند و هيچ اتفاقي نمي افتد.) علي (ع) به عمر فرمود: مي خواهي سّر آن را برايت بگويم و اين آيه را خواند: "خداست كه وقت مرگ، ارواح خلق را مي گيرد و آن را كه هنوز مرگش فرا نرسيده نيز در حال خواب روحش را قبض مي كند، سپس آن را كه حكم به مرگش كرده جانش را نگاه مي دارد و آن را كه حکم نكرده به بدنش مي فرستد تا وقت معين مرگ ... ." (زمر، آيه 42) بنابراين خداوند ارواح همه را نزد خود مي برد آنچه را كه روح هنگامي كه نزد خداست در آسمان مي بيند روياي صادقانه و آنچه را كه به هنگام بازگشت به بدن مي بيند، خواب دروغين (روياي كاذبه) است. ابن سينا، روياي صادقه را نتيجه ارتباط روح با ملكوت يا ملا اعلا به هنگام خواب و دريافت وحي يا الهام از خداوند مي داند و خوابهاي آشفته و دروغين را ناشي از تأثير احساسات جسمي در روح انسان. جديداً برخي از پژوهشگران اسرار قواي روحي انسان، معتقدند كه روح انسان هنگام خواب از بدن جدا مي شود و در اماكن مختلفي به سير و سياحت مي پردازد. آنها، هر آنچه كه انسان در خواب مي بيند همانهايي را مي دانند كه روح به هنگام گردش مشاهده مي كند. اين نظريه با نظريه انديشمندان مسلمان كه قبلاً نقل كرديم، در اين نقطه كه روح به هنگام خواب از بدن جدا مي شود، مشترك است. روانشناسان معاصر، درباره موضوع "الهام الهي" به تحقيق و بررسي نمي پردازند اما وقتي مسأله "تفكر خلاق" را مورد بررسي قرار مي دهند، بر پيدايش انديشه هاي نويي كه ظاهراً به امور ناگهاني، در جريان تفكر، درباره برخي از مشكلات علمي براي پاره اي از دانشمندان پيش مي آيد، اصطلاح "الهام" يا "شهود" را اطلاق مي كنند. آنها، اين نوع الهام را منبعث از عقل و انديشه شخص انديشمند و نه افاضه شده از يك منبع خارجي مي دانند. مثلاً وقتي انسان براي مدتي طولاني درباره يك مشكل، مي انديشد و موفق نمي شود راه حلي برايش پيدا كند، معمولاً براي مدتي آن را رها مي كند و ذهنش را در آن مدت استراحت مي دهد، اما پس از استراحت فكري دوباره به انديشيدن درباره آن مي پردازد. روانشناسان مي گويند در همين فاصله استراحت كه خود آن را دوره حضانت فكري مي نامند، تغييرات مهمي در كار تفكر رخ مي دهد؛ چون اولاً انديشه از برخي از ناخالصيها كه مانع رسيدن به راه حل مطلوب بودند، رها مي شود. ثانياً ذهن در فاصله استراحت از خستگي زيادي كه نتيجه تداوم تفكر درباره مشكل مي باشد، راحت مي شود و سپس هنگامي بعد از استراحت دوباره به مشكل مزبور بينديشد داراي شادابي و آمادگي و صفاي بيشتري خواهد شد. ثالثاً نوعي سازماندهي و نظم، در اطلاعات انسان، پيرامون مشكل مزبور ايجاد مي شود كه باعث روشن شدن برخي از روابطي كه قبلاً آشكار نبودند و همچنين موجب پيدايش افكاري تازه و در نتيجه راهيابي به حل مشكل مي شود. حتي برخي روانشناسان معتقدند كه نوعي تفكر ناخودآگاه نسبت به مشكل به وجود مي آيد و ظاهراً پاره اي از تلاشهاي فقري نيز به نحوي ادامه مي يابد. در واقع، ميان تبيين علمي الهام كه روانشناسان معاصر آن را در غالب "تفكر خلاق" ارائه مي كنند و تبيين ديني آن، تضادي وجود ندارد. روانشناسان معاصر در مسأله تبيين الهام، تنها در محدوده عمليات فيزيولوژيك انجام شده در فرض و عمليات روانشناختي همراه آن متوقف شده اند. اما يك فرد متدين گرچه نظر روانشناسان را درباره عمليات فيزيولوژيك فرض و روانشناختي همراه آن بود قبول دارد، ولي از سطح اين تفاسير، فراتر مي رود و معتقد است كه گاهي خواست خداوند متعال كه صاحب و مدبر تمام چيزها در عالم هستي است، اقتضا مي كند كه عمليات تفكر را در برخي از مردم طوري تنظيم كند كه آنها را به كشف و شناسايي پاره اي از حقايق كه خداوند مي خواهد به آنها الهام كند، راهنمايي نمايد. در نيتجه به نظر مي رسد كه حقايق مزبور به طور ناگهاني و به صورت "شهود" به ذهنشان راه مي يابد. گاهي خواست خدا اقتضا مي كند كه در غير اوقات "تفكر خلاق" براي برخي از افراد حالت الهام پيش آيد. به اين ترتيب كه هر وقت خداوند اراده كند به انبيا و فرستادگان و ديگر بندگان خود الهام مي كند. ابن سينا نيز، الهام را كه براي برخي از مردم در بيداري و يا در خواب به صورت رويا رخ مي دهد، ناشي از ارتباط نفس با ملكوت يا ملا اعلا مي داند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان ۱۳۸۶ساعت 20:41 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
امام صادق (ع) : انگشتر عقيق در دست كنيد كه مبارك است صاحب آن عاقبتش به خير و نيكي باشد. پيامبر (ص) :هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد حاجتش برآورده ميشود. امام صادق (ع) : انگشتر عقثق باعث ايمني در سفر است. امام صادق (ع) : هر كه انگشتر عقيق در دست داشته باشد پريشان نشود و عاقبت كارش البته نيكو با شد. پيامبر اكرم (ص) : انگشتر عقيق در دست كنيد مادامي كه آدم ان را با خود داشته باشد اندوهي به او نميرسد. امام علي (ع) : دوركت نماز با انگشتر عقيق بهتر است از هزار ركعت كه با آن نباشد.
علي بن موسي الرضا (ع) : انگشتر ياقوت در دست كنسد كه پريشاني را برطرف ميكند. امام موسي كاظم (ع) : انگشتر زرد در دست كنيد كه موجب آساني است و در آن هيچ دشواري نباشد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان ۱۳۸۶ساعت 20:33 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
تأسیس حکومت بنی امیه همانطور که میدانیم عصر عثمان و علی(ع) شاهد اغتشاشات زیادی بود و این چیزی بود که برای معاویة بن ابوسفیان موقعیتی عالی ساخت. در شرایطی که شرق امپراتوری نوپای اسلامی وضعیت نابسامانی یافته بود او قدرت خود را در شهر شام افزایش داد و اولین کاخ در تاریخ اسلام یعنی کاخ سبز را ساخت. البته آغاز کار کاخ از زمان خلیفۀ دوم بود. در شرایطی که عثمان در محاصرۀ شورشیان بود معاویه هیچ کمکی به وی نکرد تا کشته شد و سپس پیراهن وی را علم کرد و گفت باید تقاص خونش را بگیریم. معاویه با تحریک اصحاب جمل در اولین جنگ داخلی نقش داشت و دومی را هم خودش به پا کرد زیرا حاضر نبود از خلیفۀ وقت یعنی امام علی ، تبعیت کند و او را به خلافت قبول نداشت و حتی پیک او را به شهر راه نمیداد. حتی یکی از عوامل اصلی ایجاد سومین جنگ داخلی هم خود او بود. با مرگ علی او سوی شرق لشکر کشید و با خریدن سران سپاه امام حسن او را خلع سلاح کرد ، چنانکه امام دوم فرمود:«اگر ده یار واقعی داشتم بر علیه او قیام میکردم.» با صلحی که بر امام دوم تحمیل گردید قدرت در سراسر امپراتوری اسلامی به دست معاویه افتاد و حکومت جور بنی امیه که بنا به حدیثی از پیامبر آغاز پادشاهی ظالمانه است بنا به پیشگویی آن حضرت دقیقا" سی سال پس از مرگ آن پیامبر از سال 41 هجری کار خود را آغاز کرد.(ر.ک شرح عقاید اهل سنت و جماعت، دکتر عبدالمالک السعدی،انتشارات کردستان: صفحۀ 275 به نقل از مشکاة المصابیح 3/7) به دست آوردن قدرت کامل ده سال طول کشید و در این زمان معاویه تمام مخالفین را از پا درآورد و یا فراری داد یا به سکوت واداشت. به این بخش اشاره نمیکنم چون مربوط میشود به مبحث «تاریخ صدر اسلام و زندگی ائمه». تذکر: لازم میدانم یادآوری کنم که اهل سنت و جماعت هر چند بخشی از سخنان فوق را قبول دارند ولی به معاویه به عنوان یک صحابی پیامبر احترام میگذارند و حتی او را خال المؤمنین مینامند.لذا تفاسیر فوق از قدرت گرفتن معاویه بیشتر به تفکر شیعه نزدیک است تا تفکر اهل سنت. اما در سال 50 هجری کم کم امپراتوری اسلامی به نوعی یکپارچگی رسیده بود و این برای معاویه موقعیتی مناسب ایجاد میکرد تا بتواند به فکر لشکرکشی به قسطنطینه باشد. شهر قسطنطیه همان استانبول امروزی بود و در جانب غربی دریای مرمره که واصل بین دریای مدیترانه و دریای سیاه است قرار داشت. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان ۱۳۸۶ساعت 18:47 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
فضیلت ذکررسول خدا (ص)و ائمه در مجالس و ذکر احادیث آنان حضرت امام صادق (ع) فرمود هر قومی در مجلسی جمع شوند و خدا را یاد نکنند آنان حسرت خواهد بود. امام باقر (ع) فرمود یاد ما اهلبیت یاد خداست و یاد کردن دشمن ما یاد شیطان است. امام صادق (ع) فرمود حق تعالی ملائکه ای دارد که در زمین می گردند و هر گاه جماعتی که یاد محمد (ع) وآل محمد را می بینند به یکدیگر می گویند بایستید که مطلب خود را یافتیم ومی نشینندوبا آنها در یاد اهل بیت شریک می شونداما اگر اهل آن مجلس وقتی بر می خیزند اگر بیمار شوند ملائکه به عیا دتشان می روند واگربمیرند برجنازه آنان حاضرمی شوند واگرگم شوند به جستجوی آنان می پر دازند امام باقر (ع) ازمیسر پرسیدند آیا شما با شیعیان ما خلوت می کنید واز علوم اهل بیت و فضایل آنان می گویید گفت بلی والله حضرت فرمود والله.من دوست دارم که درآن مجالس با شما باشم والله من بوی شماونسیمتان را دوست دارم بدرستی که شما بر دین خدا وملائکه اید پس ما را درشفاعت خود به پرهیزکاری ازمحرمات و سعی در طاعات یاری کنید . حضرت رسول خدا (ع) فرمود مجالس خود را زینت دهید با ذکر فضایل علی بن ابیطالب (ع) که دراوهفتاد خصلت های پیغمبران هست. وفرمود حق تعالی برای برادرم علی بن ابیطا لب (ع) فضیلتهایی قرار داده ا ست که بسیاری از آن را احصار نمی توان کرد . هر کس از روی اقرار واذعان یک فضیلت از فضایل اوراذکرکند گناهان گذشته وآینده اش آمرزیده شود هرچند در قیامت با گناه جن وانس بیاید. هرکس یک فضیلت از فضایل او را بنویسد تا نشانی ازآن کتاب باقی است ملائکه از برای او استغفار می کنند. هرکس به فضایل آن حضرت گوش دهد خدا گناهانی راکه به وسیله ی گوش خود انجام داده باشد می آمرزد.هر کس به نوشته ای که فضیلتی از فضایل آن حضرت در آن نوشته باشد نگاه کند خدا گناهانی را که با چشم کرده است می آمرزد. وفرمود هرکس برای طالب علم به راهی برود حق تعالی راهی برای او به سوی بهشت به درستی که ملائکه برای طلب کننده علم که با رضا و خشنودی باشد بال های خود را پهن می کنند و هر کس در آسمان و زمین است برای طلب کنندعلم استغفارمی کنند حتی ما هیان دریاوفضل علم بر عابد مانندفضل ماه چهارده است بر سایر ستارگان .و فرموداف باد بر کسی که در هر جمعه خود را برای یاد گرفتن مسائل دین از کارهای دنیا فارغ نسازد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۳۸۶ساعت 21:20 توسط کیهانی ثابت
|
|
||