|
|
|
|
|
دعوت به زندگى شرافتمندانه است و منش انسانى، ژرفنگرى است و راهگشايى، كمال است و جمال و ... امّا در ميان اين گلها و گل بوتههاى عطرآگين و جان پرور، شاهكار شگرف عاشورا و حركت عدالتخواهانه و قهرمانانه و آگاهانه و اصلاحطلبانه امام حسين (ع) در برابر آفت هستى سوز استبداد و دستگاه هراسانگيز و خشونت كيش دين سالارى ساخته و پرداخته اموى، نه تنها از شكوهبارترين شاهكارهاى او كه از بىنظيرترين و الهام بخشترين و شعور آفرينترين و موج انگيزترين رويدادهاى تاريخ جهان است و درست به همين دليل هم اين گونه انديشههاى مترقى و پويا و اصلاح طلب را به سوى خود جلب نموده و پيامدها و ره آوردهاى ماندگارى از خود به يادگار نهاده است. حسين عليه السّلام اندكى از شب عاشورا را براى بهداشت و نظافت بيشتر و عطرآگين ساختن بدن مباركش به خيمهاى ويژه كه براى اين كار آماده شده بود، وارد شد و «برير همدانى» و «عبد الرحمن انصارى» بر در خيمه ايستاده بودند تا آنان نيز نظافت كنند. برير در آن شرايط دشوار، شادمانى خود را نهان نمىكرد و بجاى ترس از دشمن خيره سر و خشونت پيشه مىخنديد و براى بالا بردن روحيهها شوخىهاى سنجيده مىكرد. در اردوگاه نور سعادت بود و شهادت و در آن سو شقاوت بود و شرارت! در اردوگاه نور گلها و لالهها و گل بوتهها و شكوفههاى دلانگيز و عطرآگين شور و شعور و خرد و انديشه و فرهنگ و معنويت و رشد و پويايى و دانش و آگاهى بود و در برابر آن خارهاى بىمقدار زشتى و برده صفتى و شكمبارگى و دريوزگى و شخصپرستى. او مردى دانشور و دانشمند، پرواپيشه و پارسا و آراسته به ارزشهاى انسانى و اخلاقى بود. تلاوت قران مىنمود و جان را به ارزشهاى آن عطرآگين مىداشت، به گونهاى كه به او بزرگ و سالار تلاوتگران و حاملان و عملكنندگان و مرزبانان قرآن مىگفتند. «ابن اسحاق» روايت مىكند، هنگامى كه حضرت على عليه السّلام تصميم داشت بدن شريف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را غسل دهد، آن حضرت را به سينه خود چسبانيد و همچنان كه پيراهن بر اندام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود از زير پيراهن غسل مىداد؛ چنانكه دستش به بدن آن حضرت تماس پيدا نمىكرد و از بوى عطر آگين بدن شريفش احساس لذت مىكرد و مىگفت: پدر و مادرم فداى شما، كه زنده و مرده شما خوشبو و عطرآگين است! نيكىهاى مردگانتان را ياد كنيد و از بديهايشان دست بداريد. (2) 109- چهار ويژگى از سنتهاى رسولان است: حيا، عطرآگين كردن خود، نكاح و مسواك كردن. (3) 110- چهار خصلت از نشانههاى بدبختى است: جمود چشم، سختى دل، شدّت حرص در دنياطلبى و اصرار بر گناه. (4) 111- چهار چيز است كه در هر آن كس باشند در نور اعظم خداوند- عزّ و جلّ- است: كسى كه پناه كارش گواهى دادن به اينكه معبود (راستينى) جز خدا نيست و اينكه من رسول خدا هستم باشد. هر آن كس كه چون مصيبتى به او رسد، گويد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۵ساعت 21:3 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۵ساعت 21:28 توسط کیهانی ثابت
|
|
||