الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم كـيـهـا نــي | شهریور ۱۳۹۴
فـرهـنـگی اجـتمـاعـی اخـلاقـی

علي و  غدير

سليم بن قيس هلالي مي گويد: در زمان خلافت عثمان، در مسجد النبي(ص) نشسته بودم; جمعي از مردم نيز در مسجد در حال گفتگو بودند. علي بن ابي طالب(ع) به پاخاست، سوابق خويش در خدمت به اسلام را برشمرد و همگي بر درستي گفتارش گواهي دادند حضرت در باره روز غدير خم فرمود: مردم در باره ولايت و وصايت از پيامبر خدا(ص) پرسيدند، در آن هنگام خداوند به پيامبرش فرمان داد تا خليفه و جانشين بعد از خود را معرفي کند و توضيح دهد، همان طور که درباره نماز، روزه، زکات و حج جزئيات را بيان کرده است. آنگاه امام(ع) ادامه داد: «فنصبني للناس علما بغدير خم... فقال(ص): ايها الناس اتعلمون ان الله - عز و جل - مولاي و انا مولي المؤمنين و انا اولي بهم من انفسهم قالوا بلي يا رسول الله. قال(ص): قم يا علي، فقمت. فقال: من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه ».(1) . در غدير خم پيامبر خدا(ص) مرا چنين معرفي کرد: اي مردم، آيا مي دانيد که خداوند ولي و سرپرست من است و من ولي و سرپرست شما مؤمنان هستم; و من نسبت به جانهاي شما از خودتان سزاوارترم؟ همگي پاسخ دادند: چنين است اي پيامبر خدا.سپس فرمود: علي به پاخيز. من برخاستم، آنگاه فرمود: هر کس من ولي و سرپرست او هستم علي بن ابي طالب(ع) بر او ولايت دارد; بار خدايا دوست بدار هر که علي را دوست دارد، و دشمن بدار هر که علي را دشمن مي دارد...

احتجاج طبرسي، ج 1، ص 213 - 214.

خطبه غديريه اميرمؤمنان در زمان حکومت

در دوره حاکميت علي بن ابي طالب(ع) اتفاقا روز عيد غدير با جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور چشم گيري پيدا کردند و آن حضرت براي اقامه نماز جمعه و خواندن خطبه هاي آن در برابر مردم قرار گرفت. حسين بن علي(ع) مي گويد: پنج ساعت از روز گذشته بود(قبل از اذان ظهر)، که پدرم خطبه ها را آغاز کرد. او نخست به حمد و ثناي حضرت حق پرداخت، صفات ربوبي اش را برشمرد، حاکميت مطلق را از آن وي دانست، نعمت هايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود: خداوند تعالي امروز دو عيد بسيار بزرگ (جمعه و غدير) را براي شما در يک زمان قرار داده است; دو عيدي که هر يک فلسفه وجودي ديگري را تکامل مي بخشدو به وسيله هر يک هدايت در ديگري اثر مي بخشد... سپس فرمود: توحيد و ايمان به يگانگي خداوند پذيرفته نمي شود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد(ص) و دين و شريعت محمد(ص) پذيرفته نمي شود مگر با قبول ولايت امر کسي که خدا فرمان ولايتش را داده است; و همه اين امور سامان نمي پذيرد مگر بعد از توسل و تمسک به اهل ولايت

منشور علوي در عيد غدير

امير مؤمنان(ع) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اي مسلمانان، بعد از برگشت از اين اجتماع بزرگ امروز (غدير) را عيد بگيريد: (و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد).

الف) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيکي و بخشش پيشه کنيد.(1) .

ب) به برادران ديني خويش به قدر توان نيکي و بخشش کنيد.(2) .

ج) خداي را در برابر نعمتهايي که به شما ارزاني داشته، شکرگزار باشيد.

د) کنار يکديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.

ه) به يکديگر نيکي کنيد تا خداوند به شما الفت و مهرباني بيشتر عنايت کند.

و) نعمت هاي الهي را به يکديگر تبريک و تهنيت گوييد همان طور که خداوند (در اين روز) با اعطاي اجر و ثوابي بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مي گويد. بعد فرمود: کمک هاي مالي به ديگران در امروز (غدير) به اموالتان برکت مي بخشد و بر عمرتان مي افزايد: مهرباني به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.

ز) با خوش رويي و شادماني يکديگر را در آغوش بگيريد.

ح) خداوند را بر توفيقات خويش سپاس گوييد.

ط) از فقرا و ضعيفاني که چشم به کمک شما دارند ديدن کنيد، به زيارتشان برويد و با آنان در خوراکشان همراه شويد.

بعد حضرت فرمود: يک درهم کمک به فقرا در روز عيد غدير با دويست هزار درهم برابر است، بلکه بيشتر خواهد بود.

ي) وقتي يکديگر را ملاقات کرديد مصافحه کنيد، به هم تبريک بگوييد و سلام کنيد، که پيامبر خدا(ص) به من چنين فرمان داد.(3) .

تفسير شاهد و مشهود را مي توان در موارد ذيل يافت: اصول کافي، ج 1، ص 425، ح 69; بحارالانوار، ج 35، ص 386، ح 1; ج 36، ص 114، ح 61.

در ترجمه عبارات تلفيق شده است.

بحارالانوار، ج 95، ص 118 - 112، ح 8، مقداري از خطبه اميرالمؤمنين(ع) توسط امام حسين(ع) نقل شده

برکات عيد غدير

احمد بن محمد بن ابي نصر بزنطي مي گويد: در منزل امام هشتم علي بن موسي الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسياري نيز در منزل حضرت گرد آمده بودند که گفتگو در باره روز غدير آغاز شد; بعضي از افراد وجود روز غدير را در صدر اسلام منکر شدند و بعضي آن را از شعائر اسلامي مي دانستند. در اين هنگام، علي بن موسي الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم «جعفر بن محمد» چنين نقل مي کرد:

آسمانيان روز غدير را بهتر از زمينيان مي شناسند، خداوند در بهشت برين ساختمان بزرگي را به خود اختصاص داده است; اين ساختمان از آجرهاي نقره و طلا ساخته شده، در آن صد هزار گنبد از ياقوت سرخ و صد هزار گنبد از ياقوت سبز وجود دارد، خاک و گل هاي به کار گرفته شده در اين قصر از مشک و عنبر است، در آن چهار جوي (يا رودخانه) به چشم مي خورد که در هر يک از آنها خمر و آب زلال و شير و عسل جريان دارد; در اطراف اين جويبارها درختان انبوهي از ميوه هاي مختلف روييده، بر روي آنها پرندگاني پرواز مي کنند که بدنشان از لؤلؤ و پرهايشان از ياقوت است; آنها با پرواز خويش صداهاي دلنوازي ايجاد مي کنند.

روز غدير در اين قصر بزرگ باز مي شود; فرشتگان و اهل آسمانها تسبيح گويان به قصر داخل مي شوند; آن پرندگان به پرواز درآمده در جويبارها خود را مرطوب مي سازند و سپس به آن مشک و عنبر آغشته کرده، و عطرش را در فضاي ملکوتي قصر منتشر مي سازند; فرشتگان الهي به نام فاطمه زهرا(س) به يکديگر هديه مي دهند; چون پايان روز غدير فرا مي رسد، به فرشتگان گفته مي شود به جايگاههاي خويش برگرديد شما تا سال آينده، مثل چنين روزي، از اشتباه و لغزش در امان هستيد و بدانيد همه اين موهبت ها به خاطر عظمت پيامبر ما محمد و وصي او علي بن ابي طالب - عليهما السلام است.

سپس علي بن موسي الرضا(ع) رو به احمد بن محمد ابي نصر کرد و فرمود:

اي فرزند ابونصر، هر جا که بودي روز غدير سمت مرقد امير مؤمنان - عليه السلام - بشتاب.

1 - خداوند گناهان شصت ساله هر مؤمن زيارت کننده او را مي آمرزد.

2 - خدواند، به برکت روز غدير دو برابر گروهي که در ماه رمضان، شب قدر و شب عيد فطر آزاد مي کند، از آتش جهنم مي رهاند.

3 - پروردگار يک درهم انفاق به مستحق را هزار برابر پاداش خواهد داد.

سپس فرمود: روز غدير به برادران ديني خود برتري و فضيلت ده و مردان و زنان با ايمان را خوشحال و مسرور نما.    

تهذيب الاحکام، ج 6، ص 24، ح 9، باب 19; بحارالانوار، ج 94، ص 9 - 18.
سخنراني پيامبر

سخنراني تاريخي پيامبر صلي الله عليه و آله در غدير که حدود يک ساعت طول کشيد در يازده بخش قابل ترسيم است:

حضرت در اولين بخش سخن، به حمد و ثناي الهي پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالي را ذکر فرمودند، و بعد از آن به بندگي خود در مقابل ذات الهي شهادت دادند.

در بخش دوم، سخن را متوجه مطلب اصلي نمودند و تصريح کردند که بايد فرمان مهمي درباره ي علي بن ابي طالب ابلاغ کنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهي را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

در سومين بخش، امامت دوازده امام بعد از خود تا آخرين روز دنيا را اعلام فرمودند تا همه ي طمعها يکباره قطع شود. از نکات مهم در سخنراني حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه ي انسانها، در طول زمانها و در همه ي مکانها و نفوذ کلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه عليهم السلام را از خدا و رسول صلي الله عليه و آله در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند.

در بخش چهارم خطبه، پيامبر صلي الله عليه و آله با بلند کردن و معرفي اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند:

«مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»: «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بوده ام اين علي هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر کس علي را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و ياري کن هر کس او را ياري کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند». سپس کمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه عليهم السلام اعلام فرمودند، و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.

در بخش پنجم حضرت صريحاً فرمودند: «هر کس از ولايت ائمه عليهم السلام سر باز زند اعمال نيکش سقوط مي کند و در جهنم خواهد بود». بعد از آن شمه اي از فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام را متذکر شدند. مرحله ي ششم از سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله غضب الهي بر دشمنان اهل بيت را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آيات عذاب و لعن از قرآن فرمودند:

منظور از اين آيات عده اي از اصحاب من هستند که مأمور به چشم پوشي از آنان هستم، ولي بدانند که خداوند ما را بر معاندين و مخالفين و خائنين و مقصرين حجت قرار داده، و چشم پوشي از آنان در دنيا مانع از عذاب آخرت نيست.

سپس با اشاره به امامانِ گمراهي که مردم را به جهنم مي کشانند فرمودند: «من از همه ي آنان بيزارم». همچنين با اشاره ي رمزي به «اصحاب صحيفه ي ملعونه»، تصريح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مي کنند و غاصبين را لعنت کردند.

در بخش هفتم، حضرت تکيه ي سخن را بر اثراتِ ولايت و محبت اهل بيت عليهم السلام قرار دادند و فرمودند:

اصحاب صراط مستقيم در سوره ي حمد شيعيان اهل بيت عليهم السلام هستند.

سپس آياتي از قرآن درباره ي اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شيعيان و پيروان آل محمد عليهم السلام تفسير نمودند. آياتي هم درباره ي اهل جهنم تلاوت کردند و آنها را به دشمنان آل محمد عليهم السلام معني نمودند.

در بخش هشتم مطالبي اساسي درباره ي حضرت بقية اللَّه الاعظم حجة بن الحسن المهدي ارواحنا فداه فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند، و آينده اي پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل اللَّه فرجه را به جهانيان مژده دادند.

در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با علي بن ابي طالب دعوت مي کنم. اين بيعت به امر خداوند تعالي است و پشتوانه ي اين بيعت آن است که من با خداوند بيعت کرده ام، و علي هم با من بيعت نموده است. پس اين بيعتي که با علي مي نماييد بيعت با حق تعالي است.

در دهمين بخش، حضرت درباره ي احکام الهي سخن گفتند که مقصود بيانِ چند پايه ي مهم عقيدتي بود: از جمله اينکه چون بيان همه ي حلالها و حرامها توسط من امکان ندارد، با بيعتي که از شما درباره ي ائمه عليهم السلام مي گيرم حلال و حرام را تا روز قيامت بيان کرده ام، زيرا علم و عمل آنان حجت است. ديگر اينکه بالاترين امر به معروف و نهي از منکر، تبليغ پيام غدير درباره ي امامان عليهم السلام و امر به اطاعت از ايشان و نهي از مخالفتشان است.

در آخرين مرحله ي خطابه، بيعتِ لساني انجام شد و حضرت فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبانهاي شما اقرار بگيرم».

سپس مطلبي را که مي بايست همه ي مردم به آن اقرار مي کردند تعيين کردند که خلاصه ي آن اطاعت از دوازده امام عليهم السلام و عهد و پيمان بر عدم تغيير و تبديل و بر رساندن پيام غدير به نسلهاي آينده و غايبان از غدير بود.

کلمات نهايي پيامبر صلي الله عليه و آله دعا براي اقرارکنندگان به سخنانش و نفرين بر منکرين اوامر آن حضرت بود و با حمد خداوند خطابه ي حضرت پايان يافت.

بيعت عمومي

پس از اتمام خطابه ي پيامبر صلي الله عليه و آله، دو خيمه بر پا شد که در يکي خود آن حضرت و در ديگري اميرالمؤمنين عليه السلام جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه ي حضرت مي شدند و پس از بيعت و تبريک، در خيمه ي اميرالمؤمنين عليه السلام حضور مي يافتند و با آن حضرت بيعت مي کردند و تبريک مي گفتند.

زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبي که پرده اي در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت که اميرالمؤمنين عليه السلام دست مبارک را در يک سوي پرده داخل آب قرار مي دادند و در سوي ديگر زنان دست خود را در آب قرار مي دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ساعت 22:26  توسط کیهانی ثابت  |