|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۸۷ساعت 13:32 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
فضيل بن عياض ميگويد: مردي از اين پارسايان روزگار و نيكمردان وقت، درمي سيم داشت. به بازار شد تا طعام خَرد. دو مرد را ديد به هم درآويخته و با يكديگر جدالي و خصومتي در گرفته. گفت: اين خصومت شما از بهر چيست؟ گفتند: از بهر يك درم سيم. آن يك درم كه داشت، به ايشان داد و ميان ايشان صلح افكند. به خانه باز آمد و قصه با عيال خود بگفت. عيال وي گفت: اصبت و احسنت و وفقت؛ (كار درست و خوبي انجام دادي و موفقي.) و در همه خانه ايشان برداشتني و نهادني نبود، مگر اندكي ريسمان. آن به وي داد تا به آن طعام خَرد. ريسمان به بازار برد و هيچ كس نخريد. بازگشت تا به خانه باز آيد. مردي را ديد كه ماهي ميفروخت و ماهي وي كاسد بود، كس نميخريد، همچنان كه ريسمان وي. گفت: اي خواجه! ماهي تو نميخرند و ريسمان من نميخرند. چه بيني اگر با يكديگر معاملت كنيم؟ ريسمان به وي داد و ماهي بستد. به خانه درآورد، شكم وي بشكافتند، دانه مرواريد پر قيمت از شكم وي بيرون آمد. به جوهريان برد، به صد هزار درم آن را برگرفتند. به خانه بازآورد. مرد و زن هر دو، خداي را شكر و سپاسداري كردند و در عيادت و تواضع بيفزودند. سائلي بر در سراي ايشان بايستاد گفت: «رجلٌ مسكينٌ محتاجٌ ذو عيال»؛ مردي درمانده و درويش، دارنده عيال؛ با من رفق كنيد. زن به مرد مينگرد و ميگويد: «هذه والله قصتنا التي كنا فيها»: ما هم چنين بوديم تا خدا ما را نعمت داد و آساني و فراخي. شكر نعمت را با درويش قسمت كنيم آنچه داريم. پس آن را به دو قسم نهادند: يك قسم به درويش دادند و يك قسم از بهر خود بگذاشتند. آن درويش پارهاي برفت و بازگشت و گفت: «من سائل نهام كه من فرستاده خدايم به شما. الله شما را آزمايش كرد در سراء و ضراء. در سراء شكور ديد شما را، و در ضراء صبور. در دنيا شما را بينياز كرد و در عقبي آن ببينيد كه آن را نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه بر دل هيچ بشري خطور كرده است.»(1) پينوشت: 1- تفسير كاشف، ج 4، ص 225ـ 226. منبع: سروش وحي، ش 23 ، با تصرف . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۸۷ساعت 13:23 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
الهي ، تن به سوي كعبه داشتن چه سود ي دهد ، آن كه را دل به سوي خداوند كعبه ندارد ؟
الهي ، چه رسوايي از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايي كند. الهي ، آن كه سحر ندارد ، از خود خبر ندارد . الهي ، در شگفتم از كسي كه غصه خودش نمي خورد و غصه روزي اش را مي خورد.
الهي؛ عمري آه در بساط نداشتم و اينك جزآه در بساط ندارم . الهي ، خدا خداگفتن مجازي ما كه اين همه بركت دارد ، اگر به حقيقت گوييم چون خواهد بود. الهي، دل چگونه كالايي است كه شكسته آن را خريداري. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۸۷ساعت 12:10 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
لطف و رحمت پند حكمت را تو درقرآن نگر فضل وشوكت قرب وعزت را تو در قرآن مخزن اسرار رب العالمين قرآن بود سر نعمت راز نقمت را تو در قرآن بود اين سروش آسماني جلوه نور مبين راهنمايي كه خدا خوانده ((وراحبل المتين)) اين سرود عشق و ايمان مظهرحق اليقين اين صراط مستقيم و((رحمت العامين)) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد ۱۳۸۷ساعت 0:8 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
دانشجوي مسلمان دکتراي علوم کامپيوتري کانادا با استفاده از تکنولوژي مدرن سجادهاي ديجيتالي ابداع کرده تا مسلمانان به ويژه سالخوردگان و معلولان بتوانند آداب و وظايف خود را بهتر انجام دهند. به نقل از تورنتو استار، وعيل عبدالسعادت دانشجوي دکتراي دپارتمان علوم کامپيوتري دانشگاه تورنتو که سجاده اي ديجيتالي با داشتن سنسور، نور و صفحه نمايش آيات قرآن ابداع کرده، گفت: استفاده از اين سجاده مي تواند درک متون قرآني و کيفيت نماز را ارتقاء دهد. اگر کاربر هنگام اداي نماز خود اشباهي چون اضافه يا کم کردن يک حرکت صورت دهد سنسورهاي اين سجاده لرزيده و هشدار مي دهند. عبدالسعادت گفت که اين لرزش بسيار ظريف است و به نحوي صورت مي گيرد که کاربر بتواند اشتباه خود را بدون شکستن نماز تصحيح کند. اين سجاده ديجيتالي داراي حالتي است که مي تواند زمان نماز بعدي و همچنين اعياد مهم ديني را به کاربر يادآوري کند، کاربر مي تواند با استفاده از قطب نمايي که به شکل سه بعدي کعبه ساخته شده قبله را براي اقامه نماز تعيين کند. از ديگر ويژگيهاي اين سجاده نوري است که نمازگزار را در تاريکي ياري کرده و صفحه نمايش ديجيتاري که نمازگزار مي تواند آيات قرآني که در طول نماز مي خواند از روي آن دنبال کند. اين مخترع مسلمان اظهار داشت که کاربر مي تواند آيات مد نظر خود را هنگام اقامه نماز تعيين کند. وي در تهيه اين سجاده ويژه بخشي که مربوط به قرآن مي شود به طور دائم با علماي ديني در ارتباط بوده تا اطمينان حاصل کند تمام فرآيند ساخت، عملکرد و نتايج آن با تعاليم اسلام منافات ندارد. عبدالسعادت اعتقاد دارد که اين سجاده الکترونيکي مي تواند مورد استفاده گروه هاي بسياري چون سالخوردگان و افرادي قرار گيرد که داراي ناتواني هاي شناختي و حافظه هستند. وي اين سجاده را يک نمونه آزمايشي دانست که مي توان آن را به نوعي که مورد استفاده پيروان تمام اديان قرار گيرد ارتقاء داد. اين دانشجوي دکتراي کامپيوتر دانشگاه تورنتو ابراز اميداري کرد که اين اختراع بتواند در انجام آداب ديني مومنان اديان را ياري کند. وي گفت: مسيحي کاتوليک که اصول مسيحيت را مي آموزد، بوديستي که مي خواهد مراقبه اي عميق تر انجام دهد و يهودي که تورات را مورد مطالعه قرار مي دهد مي تواند از اين وسيله ديجيتال به عنوان يادآوري کننده ، تصحيح و ارتقاء کارايي آن سود ببرند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۷ساعت 22:13 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
مسجد شيشهاي ايالت بايرن آلمان که به منظور انعکاس شفافيت اعمال عبادي و فعاليتهاي مسلمانان ساخته شده است، شک و شبهه کساني را که از بيرون به داخل مسجد مينگرند، برطرف ميکند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد ۱۳۸۷ساعت 21:59 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
غيبت ديگران را نكنيد ، كه نان وخورش سگان جهنم است شخصي به حضرت سجاد (ع) عرض كرد : فلان شخص ، شما را گمراه و مبتدع مي داند . حضرت فرمود تو حق همنشيني او را رعايت نكردي كه سخن او را به مكن گفتي و حق مرا هم رعايت نكردي ، چون من چيزي را از او نمي دانستم ولي تو به من رساندي . بدان كه براي همه مرگ در پيش است ومحشور خواهيم شد و وعده گاه همه قيامت است و خداوند ميان ما حكم خواهد كرد وهرگز غيبت كسي را مكن كه نان و خورش سگان جهنم است . رسول خدا (ص ) فرمود : هركس ايمان به خدا و رسولش دارد ، در مجلسي كه به امامي دشنام دهند ننشيند ، يا در آن مجلس غيبت مسلماني را مي كنند. و فرمود هركس غيبت مسلماني را كند ، ثواب روزه و وضويش برطرف مي شود و در روز قيامت از اوبوي گندي بدتر از بوي مردار مي آيد، كه اهل محشر همه از آن در آزار باشند اما اگر قبل از توبه كردن بميرد ، حلال كرده است چيزي را كه خدا حرام كرده است . وهركس به برادر مومن خود احسان كند در مجلسي كه غيبت اورا مي كنند مانع غيبت او شود ، حق تعالي هزار نوع بدي را در دنيا و آخرت از او رفع مي كند . واگر اين عمل را نكند و در حالي كه قدرت بررد غيبت او داشته باشد ، هفتاد برابر گناه آن غيبت كننده مي برد . حضرت صادق (ع) :فرمود هركس را با چشم خود نبيني كه گناه ميكند ودو نفر گواه عادل برآن گواهي ندهند كه گناهي كرده است ، او از اهل عدالت است و گواهيش مقبول است ، هرجند در واقع گنا هكار باشد . و هر كس غيبت كند او را به گناهي كه در او باشد از دوستي و ياري خدا بيرون است و به دوستي و ياري شيطان داخل شده است . در احاديث معتبر نقل شده است كه : هركس دو رو و دو زبان داشته باشد كه در حضور مردم تعريف آنان را كند و در غيابشان ، غيبت آنها كند هنگامي كه در روز قيامت محشور شود ، دو زبان از آتش داشته باشد ؛ يكي در پيش رو ويكي در پشت سر و در محشر فرياد مي زنند؛ اين بود كه در دنيا دو رو و دو زبان داشت . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد ۱۳۸۷ساعت 22:29 توسط کیهانی ثابت
|
|
||
|
|
|
|
|
اميرالمؤمنين على(عليه السلام)، چهارمين پسر ابوطالب، در حدود سى سال پس از واقعه فيل و بيست و سه سال پيش از هجرت در مكّه معظّمه، از مادرى بزرگوار و باشخصيّت، به نام فاطمه، دختر اسد بن هشام بن عبدمناف ، روز جمعه سيزده رجب در كعبه به دنيا آمد. على(عليه السلام) تا شش سالگى در خانه پدرش ابوطالب بود. در اين تاريخ كه سنّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از سىسال گذشته بود در مكّه قحطى و گرانى پيش آمد و اين امر سبب شد كه على(عليه السلام) به مدّت هفت سال در خانه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، تا اوّل بعثت، زندگى كند و در مكتب كمال و فضيلت آن حضرت تربيت شود. اميرالمؤمنين در خطبه 192 نهج البلاغه مىفرمايد:«وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصيلِ اَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لى فى كُلِّ يَوْم مِنْ أَخْلاقِهِ عَلَمًا، وَ يَأْمُرُنى بِالاِْقْتِداء بِهِ.»«و من در پى او بودم چنانكه بچّه در پى مادرش، هر روز براى من از خلق و خوى خويش نشانه هاى برپا مىداشت و مرا به پيروى آن مىگماشت.»بعد از آن كه محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) به پيامبرى مبعوث گرديد، على(عليه السلام)نخستين مردى بود كه به او گرويد. براى اوّلين بار ابوطالب پسر خود را ديد كه با پسرعموى خود مشغول نمازاند. گفت: پسر جان چه كار مىكنى؟ گفت: پدر، من اسلام آورده ام و براى خدا با پسر عموى خويش نماز مىگزارم. ابوطالب گفت: از وى جدا مشو كه البته تو را جز به خير و سعادت دعوت نكرده است. ابن عبّاس مىگويد: نخستين كسى كه با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نماز گزارد، على بود. روز دوشنبه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)به مقام نبوّت برانگيخته شد، و از روز سه شنبه على نماز خواند. در سال سوم بعثت بعد از نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقربينَ»; يعنى «خويشان نزديكتر خود را انذار كن!» رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بنى عبدالمطّلب را كه حدود چهل نفر بودند دعوت كرد و به آنها ناهار داد، امّا آن روز نشد سخن بگويد، روز ديگر آنها را دعوت كرد و بعد از صرف ناهار به آنها فرمود: كدام يك از شما مرا يارى كرده و به من ايمان مىآورد تا برادر و جانشين بعد از من باشد، على(عليه السلام)برخاست و فرمود: اى رسول خدا! من حاضرم تو را در اين راه يارى دهم. فرمود: بنشين. آن گاه سخن خويش را تكرار كرد و كسى برنخاست و فقط على(عليه السلام)برخاست و فرمود: من آماده ام. فرمود بنشين. بار سوم رسولخدا(صلى الله عليه وآله وسلم)سخن خود را تكراركرد. باز على(عليه السلام) برخاست و آمادگى خود را براى يارى و همراهى پيامبر اعلام كرد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«إِنَّ هذا أَخى وَ وَصِيّيى وَ وَزيرى وَ وارِثى وَ خَليفَتى فيكُمْ مِنْ بَعْدى.» «اين على، برادر و وصىّ و وارث و جانشين من در ميان شما پس از من مىباشد.»بعد از سيزده سال دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در مكّه، مقدّمات هجرت آن حضرت به مدينه فراهم شد. در شب هجرت، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام)فرمود: لازم است در بستر من بخوابى، على(عليه السلام) در بستر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)خوابيد و آن شب كه اوّل ربيع الاوّل سال چهاردهم بعثت بود، ليلة المبيت ناميده مىشود و بر اساس روايات در همين شب آيه اى درباره على(عليه السلام)نازل شد. چند شب پيش از هجرت، شبى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، همراه على(عليه السلام) به جانب كعبه حركت كردند. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به على(عليه السلام)فرمود: روى شانه من سوار شو. على(عليه السلام) روى شانه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) سوار شد و مقدارى از بتهاى كعبه را از جا كندند و درهم شكستند و آنگاه متوارى شدند تا قريش ندانند كه اين كار را چه كسى انجام داده است. بعد از هجرت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، على(عليه السلام) به فاصله سه روز بعد، از آن كه امانت هاى رسول خدا را به صاحبانش داد، همراه فواطم; يعنى مادرش فاطمه بنت اسد و فاطمه دختر رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و فاطمه دختر زبير و مسلمانانى كه تا آن روز موفّق به هجرت نشده بودند، عازم مدينه گرديد. وقتى وارد مدينه شد پاهايش مجروح شده بود، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) چون او را ديد از فداكارى آن حضرت قدردانى و تشكر كرد. در سال اوّل هجرت كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) ميان مهاجر و انصار رابطه برادرى را برقرار ساخت به على(عليه السلام) فرمود: «أَنْتَ أَخي فِي الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ.»«تو در دنيا و آخرت برادر من هستى.»در سال دوم هجرت، اميرالمؤمنين(عليه السلام) با فاطمه زهرا(عليها السلام) ازدواج كرد. در رمضان سال دوم هجرت، دو افتخار بزرگ نصيب على بن ابيطالب(عليه السلام) شد; روز نيمه ماه رمضان سال دوم (يا سوم) خداوند، امام حسن مجتبى(عليه السلام) را به على(عليه السلام)داد و در هفدهم ماه رمضان سال دوم، جنگ بدر پيش آمد كه شجاعت و قهرمانى اميرالمؤمنين(عليه السلام) زبانزد خاصّ و عامّ گرديد. شيخ مفيد مىگويد: مسلمانان در جنگ بدر هفتاد نفر از كفّار را كشتند كه 36 نفر آنها را على(عليه السلام) به تنهايى كشت و در كشتن بقيّه هم ديگران را يارى نمود. در شوّال سال سوم هجرت، غزوه معروف اُحُد پيش آمد. نام على(عليه السلام)در اين غزوه هم مانند «بدر» پرآوازه است. در همين غزوه بود كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره على(عليه السلام)فرمود : «إِنِّ عَلِيًّا مِنّى وَ أَنَا مِنْهُ.» «همانا على از من است و من از اويم.»و در همين غزوه بود كه منادى در آسمان ندا كرد : «لا سَيْفَ اِلاّ ذُوالْفَقارِ وَ لا فَتى اِلاّ عَلِىٌّ.» «شمشيرى جز ذوالفقار و جوانمردى جز على نيست.»در سال سوم (يا چهارم) هجرت بود كه خداوند متعال، امام حسين(عليه السلام) را به اميرالمؤمنين عطا فرمود، پسرى كه نُه نفر امام بر حقّ از نسل مبارك وى پديد آمدند. در شوّال سال پنجم، غزوه خندق (يا احزاب) پيش آمد و على(عليه السلام) در مقابل عمرو بن عبدود به مبارزه ايستاد، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:«بَرَزَ الاِْيمانُ كُلُّهُ إِلَى الشِّرْكِ كُلِّهِ.» «تمام ايمان كه على است در مقابل تمام شرك كه عمرو بن عبدود است به جنگ ايستاد.»و نيز فرمود:«لَمُبارَزَةُ عَلِىٍّ لِعَمْرو أَفْضَلُ مِنْ أَعْمالِ أُمّتى إِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ.» «مبارزه على در مقابل عمرو، برتر از اعمال امّتم تا روز قيامت است.»در سال هفتم هجرت، غزوه «خيبر» روى داد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «إِنّى دافِعٌ الرّايَةَ غَدًا إِلى رَجُل يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ، كَرّار غَيْرِ فَرّار، لا يَرْجِعُ حَتّى يَفْتَحَ اللّهُ لَهُ.»«فردا اين پرچم را به دست كسى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد، و خدا و رسولش هم او را دوست مىدارند، و حمله كننده اى است كه گريزنده نيست و برنمىگردد تا خداوند به دست او فتح و پيروزى آوَرَد.»در سال هشتم هجرت، در بيستم ماه رمضان، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) مكّه را فتح كرد و آخرين سنگر مستحكم بتپرستى را از ميان برداشت بعد از فتح مكّه غزوه «حنين» و سپس غزوه «طائف» پيش آمد و على(عليه السلام) همراه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بود، در غزوه حنين فقط نُه نفر از جمله اميرالمؤمنين با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) باقى ماندند و ديگران گريختند. در سال نهم هجرت، غزوه تبوك پيش آمد، و از 27 غزوه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، فقط در اين غزوه على(عليه السلام) همراه آن حضرت نبود، چون پيغمبر او را به جانشينى خود در مدينه گذاشت، و حديث معروف «منزلت» در همين باره است كه پيامبر اكرم به على(عليه السلام)فرمود:«أَما تَرْضى أَنْ تَكُونَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسىإِلاّ أَنَّهُ لانَبِىَّ بَعْدى.»«آيا خشنود نيستى كه منزلت تو نسبت به من، همانند منزلت هارون نسبت به موسى باشد، جز آن كه پس از من پيامبرى نيست.»و در همين سال بود كه على(عليه السلام) دستور يافت تا آيات سوره برائت را از ابوبكر بگيرد و آنها را از طرف پيغمبر بر بتپرستان بخواند. در سال دهم هجرت، در پنجم ذىالقعده، پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)، على(عليه السلام) را به يمن فرستاد تا مردم را به اسلام دعوت كند، و بر اثر دعوت وى بسيارى از مردم به دين مبين اسلام درآمدند. در همين سال بود كه قضيّه «غدير خم» پيش آمد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)در آن روز ضمن معرّفى اميرالمؤمنين به عنوان جانشين خود، فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ»«هر كه من رهبر اويم، اين على رهبر اوست.» اين حديث را 110 نفر صحابى و 84 نفر از تابعين و 360 نفر از دانشمندان سُنّى از قرن دوم تا قرن سيزدهم هجرى روايت كرده اند. در سال يازدهم هجرى، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) از دنيا رفت، على(عليه السلام) مىگويد:«وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرى وَ صَدْرى نَفْسُكَ.»«جان گرامىات ميان سينه و گردنم از تن مفارقت نمود.»در حالى كه بنا به وصيّت نبىّ(صلى الله عليه وآله وسلم)، وصىِّ او على(عليه السلام) مشغول غسل و كفن و دفن حضرتش بود، «اصحاب سقيفه» در سقيفه بنى ساعده دست به نوعى كودتا زدند. توطئه شومى كه آثار و عوارض آن تاريخ را سياه و سرنوشت مردم را تيره و تباه كرد و سنّت سيّئه اى پايه گذارى شد كه از آن پس در هر عصر و نسل در ظلمت شب، بوزينگان اموى و عبّاسى يكى پس از ديگرى بر تخت جستند و رهبرى امّت اسلامى را به بازى گرفتند. به عبارت ديگر آنچه در سقيفه اتفاق افتاد زيربناى خيانتى بزرگ و تاريخى به مسلمانان بود، زيرا به تعبير فنّى كلمه، با تقدّم «مفضول» بر «افضل»، اصحاب سقيفه با تردستىتمام در اين ماجرا پيروز شدند و اميرالمؤمنين(عليه السلام) را با آن همه سوابقِ درخشانِ جهاد و دانش و تقوا، خانه نشين نمودند. و 25 سال تمام، نه تنها حقِّ مسلّمِ على(عليه السلام)زيرپاى زر و زور و تزوير نهاده شد، بلكه مهمتر آن كه حقِّ تمامى آحاد و افراد و ملّتى كه بايد زمامدارى عادل و آگاه بر آنها حكومت كند پايمال گرديد. سرانجام همين نوع خلافت بود كه زمينه سلطه و حاكميّت بنىاميّه و سپس بنىعبّاس را فراهم ساخت، و همين سنّت سَيِّـئَه تقدّمِ مفضول بر افضل بود كه بهانه اى به دست بهانه جويان داد تا «حقيقت» را فداى «مصلحت» نفسانى خويش كنند. در دوران حكومت پنج ساله اميرالمؤمنين، عواملى دست به دست هم داد و مانع اصلاحات و عدالتى كه على(عليه السلام) مىخواست شد. در اين مدّت، وقتِ اميرالمؤمنين بيشتر صرف خنثى كردن توطئه ها و مبارزه با ناكثين; يعنى پيمان شكنانى چون طلحه و زبير و قاسطين; يعنى ستمگران و زورگويانى چون معاويه و پيروانش و مارقين; يعنى خارج شوندگان از اطاعت على(عليه السلام) چون خوارج نهروان، گرديد. اميرالمؤمنين(عليه السلام) در تمام دوران عمر 63 ساله خود، در حدّ اعلاى پاكى و تقوا، درستى، ايمان و اخلاص، روى حساب «لا تَأخُذُهُ فِى اللّهِ لَوْمَةَلائِم» زندگى كرد و جز خدا هدفى نداشت و هر كارى كه مىكرد به خاطر خدا بود، و اگر به پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)آن همه شيفته بود براى خدا بود. او غرق ايمان و اخلاص به خداى متعال بود. او تمام عمرش را با طهارت و تقوا سپرى كرد و طيّب و طاهر و آراسته به تقوا خدا را ملاقات نمود، در خانه خدا به دنيا آمد و در خانه خدا هم از دنيا رفت. او به راستى دلباخته حقّ بود، همان وقتى كه شمشير بر فرق مباركش رسيد فرمود: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ»; «به خداى كعبه رستگار شدم.» شهادت آن حضرت در شب 21 رمضان سال چهلم هجرى اتفاق افتاد. نكته هاى برجسته از سيره امام على(عليه السلام)
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 15:41 توسط کیهانی ثابت
|
|
||