الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم كـيـهـا نــي
فـرهـنـگی اجـتمـاعـی اخـلاقـی

برخي از اذكار به شكل عمومي است، يعني اهل بيت (عليهم السلام) آن را براي همه جايز دانسته‌اند و ديگر دستور و استاد و اجازه نمي خواهد. در مفاتيح الجنان هم هست. زيارت عاشورا از اين گونه اذكار است، تعقيبات نماز صبح نيز همين گونه است. به ويژه بعضي از تعقيبات كه عبارات آن كوتاه و پربهاست، مثل اين كه اول صبح، بعد از نماز صبح بگوئيم: «اللهم احيني كما احييت عليه علي بن ابيطالب (ع) و امتني علي مامات عليه علي بن ابيطالب (ع)» خدايا، زندگي ام را مثل زندگي امام علي (ع) قرار بده، مرگم را هم مثل مرگ امام علي(ع) قرار بده. مرحوم ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (ره) مي‌فرمودند:«گاهي ما بخيليم. بعضي چيزها هزينه اي ندارد. مثلاً انگشتر عقيق به دست كردن بسيار ثواب دارد و لازم هم نيست كه كار خاصي انجام دهيم.»
در كانادا، استادي داشتم كه مرا خيلي دوست مي‌داشت. علت آن را نمي دانستم. يك بار به من فلاپي عكس‌هاي مستجهن داد و گفت: «شما اين را نگاه كن!» گفتم: «چيست؟» گفت: براي رفع خستگي خوب است! عكس‌هايي است! گفتم: «من از اين چيزها بي‌نيازم» او هفتاد ساله بود ولي به اين چيزها معتاد بود.
آري، راه خدايي و راه بي‌خدايي با هم جمع نمي شود. ممكن است انسان روز اول و دوم گمان كند خدا و خرما هر دو را دارد، ولي سرانجام درخواهد يافت كه مسيرها جداست، هنگامي كه آدمي غير خدا را به كارهاي خود راه داد، به طور تدريجي از مسير قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) جدا خواهد شد. برخي از افرادي كه شعار غرب‌زدگي دادند و به امام حسين (ع) و برنامه‌هايش توهين كردند، از اول انسان‌هاي نانجيبي نبودند، بسياري سابقه انقلابي و فعاليت در مسجد و حسينيه داشتند، ولي سرانجام كاري كردند كه رئيس جمهور آمريكا از آن‌ها خوشحال شد، ما اكنون از نام اباعبدا... (ع) لذت مي‌بريم، اما وقتي گناه كرديم، آهسته آهسته از راه او جدا مي‌شويم، اين به اختيار خودماست. از آغاز اگر «نه» بگوييم، كار آسان مي‌شود. ما كه مسلمانيم، چيزهايي داريم كه برخي، از آن بي بهره‌اند و مي‌خواهند ما هم آن‌ها را از دست بدهيم. از اين رو بايد براي چيزهايي كه به ما عطا كرده‌اند، ارزش قائل باشيم، مثلاً بايد همين كه در جلسه روضه امام حسين(ع) مي‌نشينيم و گريه مي‌كنيم، قدر بدانيم، اگر اين طور شد، ممكن است روزي حضور امام عصر(عج) را در كنار خود حس كنيم. فردي مي‌گويد از امام (ع) پرسيدم: «منظور از اين آيه الامن أتي ا... بقلب سليم» مگر كسي كه با قلب سليم به سوي خدا بيايد، چيست؟ فرمود: «القلب السليم الذي يلقي ربه و ليس فيه احد سواه» دل سالم، آن دلي است كه نزد خدا آيد و جز او در آن نباشد. اگر به گناه آلوده شديم، اثر آن ناگهاني از دلمان بيرون نمي رود، مرحوم شيخ عباس قمي (ره) در كتاب «منازل الاخره» داستان زيبايي را نقل مي‌كند. مي‌فرمايند: شخصي جلوي خانه اش نشسته بود، زني آمد و پرسيد: «حمام منجاب كجاست؟» اين مرد، آلوده به گناه بود. خانه خودش را نشان داد. آن زن به خيال اين كه، آنجا حمام است، وارد خانه شد. آن مرد دويد و در را بست. گفت: «مگر اينجا حمام نيست؟» گفت: «نه! خانه ماست، حالا بيا با هم باشيم!» آن زن ديد كه مرد او را به گناهش مي‌اندازد. گفت: «ببين! اين طوري كه نمي شود اگر بخواهي من با تو باشم، حرفي ندارم، ولي اين طور نمي شود»، پرسيد: «چه طوري مي‌شود؟» گفت: «اولاً من كثيف هستم، بگذار حمام بروم، شما هم يك مقدار عطر و ... بخر كه تر و تميز باشي. من خودم هم اين كاره هستم!» مرد در خانه را باز كرد و گفت: «حمام آخر اين كوچه است، زود بيايي!» زن گفت: «خواهم آمد!» آن مرد رفت كه عطر و ... بخرد و آن زن هم فرار كرد و رفت. نيامدن آن زن براي مرد خيلي گران تمام شد. مرحوم شيخ عباس (ره) مي‌نويسد: بعد از مدتي مرگ اين مرد فرا رسيد و در بستر مرگ افتاده بود، مدام مي‌گفت: «كجاست آن زني كه سراغ حمام منجاب را مي‌گرفت؟!» آري، آن فرد گناه نكرد، اما هنوز هوس گناه در دلش بود. به نظر شما اگر انسان به اين حال بميرد، كجا مي‌رود؟
شايسته است كه هر وقت از گناه فرار كرديم، سجده شكر كنيم و از او بخواهيم زمينه گناه را براي ما فراهم نكند و اگر كسي زمينه اش را فراهم كرد، خود او دستمان را بگيرد تا آلوده به معصيت نشويم و از روي امام زمان (عج) شرمنده نباشيم.
به ياد دارم كه در دوره تحصيل، عده اي از دوستان، به جمكران رفته بودند. فردي بهايي هم كه تازه مسلمان شده بود، گفته بود: «من مي‌خواهم آقا را ببينم!» به او گفتند:«شبهاي چهارشنبه به جمكران مي‌رويم؛ تو هم مي‌تواني با ما بيايي». يكي از جاهايي كه حضرت ولي عصر(عج) به آنجا رفت و آمد مي‌كنند، مسجد جمكران است. دوستان مي‌گفتند: «سحرگاهي به مسجد جمكران رسيديم». يكي از دوستان مي‌گفت:«من دلم براي اين جوان خيلي سوخت او كنار يك ستون نشست و همان جا خوابش برد.» در هر حال، شخص تازه وارد است وبي بهره نخواهد بود، ليكن كسي كه تلاش داشته، حتماً به اجر عمل خويش مي‌رسد.
ما نيز اگر در اخلاص ثابت قدم باشيم، وظيفه خود را انجام خواهيم داد. اگر هم آن حضرت نخواستند كنار ما بيايند، ما وظيفه خود را انجام داده ايم.
آنان كه به نجف اشرف مشرف شده‌اند، مقام هود و صالح را زيارت كرده‌اند، در نزديك آنجا، قبر مرحوم آقاي قاضي (ره) است. مناسب است اگر نجف رفتيم، به آنجا هم برويم. حضرت آيت ا ... ناصري دولت آبادي مي‌فرمودند: ذكري را از استادم مرحوم آيت ا... شيخ عباس‌هاتف قوچاني (ره) ياد گرفته بودم، در كنار قبر مرحوم آقاي قاضي (ره) مشغول عبادت شدم، ناگاه شنيدم«عاش سعيداً و مات سعيداً» سعادتمند زيست، سعادتمند هم از دنيا رفت.
بندگان خالص خدا در عصر و زمانه ما نيز بوده‌اند. علامه طباطبائي (ره)، امام خميني، آيه الله العظمي مرعشي نجفي (ره) از اين قبيل‌اند. آيه ا... العظمي مرعشي نجفي (ره)، در سرداب حضرت ومسجد سهله، خدمت آن حضرت رسيدند. در دوران حيات خود، مجلس روضه خواني داشتند و گريه مي‌كردند، بعد هم وصيت كردند تابوتشان را به منبر ببندند. خدا به موسي (عليه السلام) فرمود: «اقم الصلوه لذكري» اگر مي‌خواهي يادم كني، نماز بخوان.
در روايت آمده است:«كل قلب فيه شرك أوشك فهو ساقط» هر دلي كه در آن شك يا شرك باشد، ساقط است. پس از آن آمده است: «انما ارادوا بالزهد في الدنيا لتفرغ قلوبهم للاخره» زهد در دنيا، دل را فارغ كردن و فقط براي آخرت آماده شدن است

گفتاري اخلاقي از حجت الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقا تهراني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 14:0  توسط کیهانی ثابت  | 

مواردی وجود دارد که می‌توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می‌تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد. مواردی را که می‌توانید با موبایل انجام دهید را ببینید.

اول - وضعیت فوق العاده

شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می‌کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می‌کند. امتحان کنید.

دوم - آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته‌اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می‌تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می‌توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می‌توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

سوم - قدرت باطری مخفی شده

در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #0733* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می‌دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می‌کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

چهارم - چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلیدهای زیر را به ترتیب فشار دهید:

 #06#*یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می‌شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می‌شود، شما می‌توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می‌دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی‌تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 11:58  توسط کیهانی ثابت  | 

وسایل لازم:

مجسمه برای اجرای تکنیک

قلم مو

 رنگ روغنی طلایی

 رنگ اکریلیک قرمز

 پارچه تمیز

 اسپری کیلر

 تینر

 آب

روش كار:

این تکنیک را بر روی ظروف سفالی می توان به راحتی اجرا کرد. مجسمه سفالی مورد نظر را پس از سمباده كاری و صاف كردن سطوح، به رنگ طلایی خالص، رنگ کنید. بعد از اینکه رنگ طلایی کاملا خشک شد، با قلم مو، رنگ اکریلیک قرمز را بر روی تمام سطح، به‌خصوص شیارهای ظرف بزنید و قبل از اینکه رنگ اکریلیک خشک شود با دستمال تمیز سطوح برجسته آن را پاک کنید. در نهایت رنگ طلایی زیر همراه با ترکیب رنگ قرمز، رنگی برنزی می‌شود که بر روی مجسمه به حالت سایه روشن خود را نشان می‌دهد. در انتها می‌توانید از اسپری کیلر برای ثابت ماندن رنگ استفاده کنید.

نکته: اگر رنگ‌های مورد استفاده شما غلیظ و سفت بود، می‌توانید آن را رقیق‌تر کنید تا زودتر پاك شود. برای رقیق كردن رنگ روغنی از تینر و برای رقیق كردن رنگ اکریلیک از آب استفاده ‌کنید.

تکنیک كهنه كاری با ورق طلا

وسایل مورد نیاز:
ظرف یا وسیله مورد نظر كه قرار است كار بر روی آن انجام شود

پنبه

قلم مو

ورق طلا (یا مس یا نقره)

رنگ روغنی هنری

تینر

روش كار:

ابتدا سطح كار را با پنبه تمیز پاك می‌كنیم تا عاری از هر گونه گرد و غبار شود. سپس با قلم مو، تمام سطح ظرف را به چسب ورق طلا آغشته می‌كنیم. سپس ورق طلا را به صورت نامنظم روی ظرف می‌چسبانیم. بعداز آنكه تمام سطح ظرف را با ورق طلا پوشاندیم، با پنبه تمیز، آرام سطح ظرف را پاك می‌كنیم تا ورق طلای اضافی گرفته شود. اكنون می‌توانید با رنگ روغن قهو‌ه‌ای سطح كار را رنگ بزنید. (البته رنگ را باید توسط تینر بسیار رقیق كنید تا فقط هاله‌‌ای از رنگ روی سطح كار باقی بماند) قبل از اینكه رنگ خشك شود، ‌آن را توسط پنبه‌ای به آرامی تمیز می‌كنیم. به این ترتیب در برخی پستی و بلندی‌های ظرف و در كناره‌های ورق‌های طلا، سایه‌هایی از رنگ قهوه‌ای دیده می‌شود كه باعث كهنه‌تر (آنتیك‌تر) به نظر رسیدن ظرف شما خواهد شد.

نکته:

برای کهنه کاری و ایجاد حالت  قدیمی بر روی ظروف ,باید از رنگ های پخته ای مانند قهوه ای , زرشکی , قرمز یا سبز پر رنگ استفاده کنید. البته استفاده از انواع رنگ های خالص ( رنگ های اصلی چرخه رنگ ) نیز به فراخور سطح زیر کار ,موثر خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت 10:58  توسط کیهانی ثابت  | 

اخلاق در قرآن جلد دوم ، مکارم شیرازی، ناصر؛

ناگفته پیداست که تواضع و فروتنی نقطه مقابل تکبر و فخرفروشی است و جدا سازی بحثهای کامل این دو از یکدیگر مشکل یا غیر ممکن است و لذا هم در آیات و روایات اسلامی و هم در کلمات بزرگان اخلاق این دو به یکدیگر آمیخته شده است، نکوهش از یکی ملازم تمجید و ستایش از دیگری است و ستایش از یکی همراه با نکوهش از دیگری می‏باشد، درست مثل اینکه بحثهای مربوط به ستایش و تمجید از علم جدای از نکوهش از جهل نیست و نکوهش از جهل همراه ستایش علم است.

با این حال مفهوم این سخن آن نیست که ما بحثهای مربوط به تواضع را نادیده گرفته و به آنچه در بحث زشتی تکبر و استکبار گفتیم بسنده کنیم. بخصوص اینکه نسبت‏بین تکبر و تواضع به اصطلاح نسبت میان ضدین است نه وجود و عدم. هم تکبر یک صفت وجودی است و هم تواضع و هر دو در مقابل یکدیگر قرار دارند، نه از قبیل وجود و عدم که سخن از یکی الزاما همراه با نفی دیگری باشد.

در روایات اسلامی نیز به این معنی اشاره شده است از جمله از علی(ع) می‏خوانیم: «ضادوا الکبر بالتواضع; به وسیله تواضع با تکبر که ضد آن است مقابله کنید». (1)

با این اشاره به قرآن باز می‏گردیم و آیات مربوط به مساله تواضع را گلچین کرده، مورد بررسی قرار می‏دهیم(هر چند آیاتی که به کنایه یا به ملازمه به آن اشاره می‏کند بیش از اینها است).

1- یایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یاتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذلة علی المؤمنین اعزة علی الکافرین... (سوره‏مائده،آیه‏54)

2- و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما (سوره‏فرقان،آیه‏63)

3- واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین (سوره‏شعراء،آیه‏215)

ترجمه

1- ای کسانی که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد(به خدا زیانی نمی‏رساند;) خداوند به زودی جمعیتی را می‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند; در برابر مؤمنان متواضع، در برابر کافران سرسخت و نیرومندند.

2- بندگان(خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می‏روند; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‏گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می‏گذرند).

3- (ای پیامبر) بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند بگستر(و نسبت‏به آنها تواضع و مهربانی کن).

تفسیر و جمع‏بندی

در نخستین آیه مورد بحث‏سخن از گروهی از مؤمنان به میان آمده که مشمول فضل و عنایات الهی هستند هم خدا را دوست می‏دارند و هم محبوب پروردگارند.

یکی از اوصاف بارز آنها این است که در برابر مؤمنان متواضعند: (اذلة علی المؤمنین) و در برابر کافران نیرومند و قوی هستند (اعزة علی الکافرین).

«اذلة‏» جمع «ذلول‏» و «ذلیل‏» از ماده «ذل‏» (بر وزن حر) در اصل به معنی نرمی و ملایمت و تسلیم است در حالی که «اعزة‏» جمع «عزیز» از ماده «عزة‏» به معنی شدت است، حیوانات رام را «ذلول‏» می‏گویند چون ملایم و تسلیمند و «تذلیل‏» در آیه ذللت قطوفها تذلیلا اشاره به سهولت چیدن میوه‏های بهشتی است.

گاه ذلت در مواردی به کار می‏رود که معنی منفی دارد و آن در جایی است که از سوی غیر به انسان تحمیل می‏شود وگرنه در ماده این لغت مفهوم منفی ذاتا وجود ندارد(دقت کنید).

به هر حال آیه فوق دلیل روشنی بر اهمیت تواضع و عظمت مقام متواضعین است، تواضعی که از درون جان انسان برخیزد و برای احترام به مؤمنی از مؤمنان و بنده‏ای از بندگان خدا باشد.

در دومین آیه باز اشاره به اوصاف برجسته و فضائل اخلاقی گروهی از بندگان خاص خداست که در طی آیات سوره فرقان از آیه‏63 تا آیه 74 دوازده فضیلت‏بزرگ برای آنها ذکر شده است و جالب اینکه نخستین آنها همان صفت تواضع است، این نشان می‏دهد همان گونه که «تکبر» خطرناک‏ترین رذائل است، تواضع مهمترین یا از مهمترین فضائل می‏باشد، می‏فرماید:

«بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی تکبر بر زمین راه می‏روند» (و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا)

«هون‏» مصدر است و به معنی نرمی و آرامش و تواضع است و استعمال مصدر در معنی اسم فاعل در اینجا به خاطر تاکید است، یعنی آنها چنان آرام و متواضعند که گویی عین تواضع شده‏اند و به همین دلیل در ادامه آیه می‏فرماید: «و اذا خاطبهم الجهلون قالوا سلاما; و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند(و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام می‏گویند(و با بی اعتنایی و بزرگواری می‏گذرند)».

و در آیه بعد از آن سخن از تواضع آنها در برابر ذات پاک خداست می‏فرماید: «والذین یبیتون لربهم سجدا و قیما; آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‏کنند(و به بندگی و عبادت می‏پردازند)».

«راغب‏» در کتاب «مفردات‏» می‏گوید: «هون‏» دو معنی دارد یکی از آنها خضوع و نرمشی است که از درون جان انسان بجوشد که این شایسته ستایش است(سپس به آیه مورد بحث اشاره می‏کند) و در حدیث نبوی آمده است المؤمن هین لین. (2) دوم خضوع و تذللی است که از سوی دیگری بر انسان تحمیل شود و او را خوار کند.

ناگفته پیداست که منظور از الذین یمشون علی الارض هونا این نیست که فقط راه رفتن آنها متواضعانه است، بلکه منظور نفی هرگونه کبر و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان و حتی در کیفیت راه رفتن که ساده‏ترین کار است آشکار می‏شود، زیرا ملکات اخلاقی همیشه خود را در لا به لای گفتار و حرکات انسان نشان می‏دهند تا آنجا که در بسیاری از مواقع از چگونگی راه رفتن انسان می‏توان به بسیاری از صفات اخلاقی او راه برد.

آری عباد الرحمن (بندگان خاص خدا) نخستین نشانشان همان تواضع است، تواضعی که در تمام ذرات وجودشان نفوذ کرده و حتی در راه رفتن آنها آشکار است و اگر می‏بینیم خداوند در آیه‏37 سوره اسراء به پیامبرش دستور می‏دهد «و لاتمش فی الارض مرحا; روی زمین با تکبر راه مرو» منظور فقط راه رفتن نیست‏بلکه هدف، تواضع در همه کار است که نشانه بندگی و عبودیت‏خداست.

در سومین آیه روی سخن رابه پیامبر(ص) کرده،می‏فرماید:«بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‏کنند پایین بیاور و(تواضع و محبت کن); واخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین‏»

«خفض‏» بر وزن «خشم‏» در اصل به معنی پایین آوردن است و «جناح‏» به معنی بال می‏باشد. بنابراین «و اخفض جناح‏» کنایه از تواضع آمیخته با محبت است، همان‏گونه که پرندگان هرگاه می‏خواهند به جوجه‏های خود اظهار محبت کنند بال و پر خود می‏گسترانند و آنها را زیر بال و پر می‏گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر اسلام(ص) نیز مامور بود بدین گونه مؤمنان را زیر بال و پر خود بگیرد!

این تعبیر بسیار ظریف و پر معنی نکات مختلفی را در عبارت کوتاهی جمع کرده است.

جایی که پیامبر مامور به تواضع آمیخته با محبت در برابر مؤمنان باشد تکلیف افراد امت روشن است چرا که پیغمبر سرمشق و الگو و «اسوه‏» برای همه امت است.

شبیه همین تعبیر در آیه 88 سوره حجر نیز آمده است آنجا که می‏فرماید: واخفض جناحک للمؤمنین که باز مخاطب در آن شخص پیامبر است و مامور می‏شود برای مؤمنان «خفض جناح‏» و تواضع آمیخته با محبت داشته باشد.

شبیه این تعبیر با اندک تفاوتی در مورد فرزندان در مقابل پدران و مادران در سوره «اسراء» آمده، آنجا که می‏فرماید: «واخفض لهما جناح الذل من الرحمة; بالهای خود را در برابر آن دو(پدر و مادر) از محبت و لطف فرود آر(و تواضعی آمیخته با احترام و محبت در برابر آنان داشته باش)».

از مجموع آنچه در آیات فوق آمده به خوبی استفاده می‏شود که قرآن مجید نه تنها تکبر و استکبار را مورد مذمت قرار داده، بلکه نقطه مقابل آن یعنی تواضع و فروتنی را با تعبیرات گوناگون مورد تمجید قرار داده است.

تواضع و فروتنی در روایات اسلامی

در منابع شیعه و اهل سنت احادیث فراوانی در مورد تواضع به چشم می‏خورد که بعضی در باره اهمیت تواضع است و بعضی در باره علامت و آثار متواضعان و یا ثمره تواضع و حد و آداب آن می‏باشد.

در اهمیت تواضع تعبیرات بسیار جالبی در روایات آمده:

 

1- در حدیثی از رسول خدا(ص) می‏خوانیم: روزی فرمود: «مالی لااری علیکم حلاوة العبادة؟! قالوا و ما حلاوة العبادة؟ قال التواضع!; چه می‏شود که شیرینی عبادت ر در شما نمی‏بینم؟ عرض کردند: شیرینی عبادت چیست؟ فرمود: تواشع است!» (3)

ناگفته پیداست‏حقیقت عبادت نهایت‏خضوع در برابر پروردگار است. کسی که شیرینی خضوع و تواضع در برابر خدا را دریابد در برابر خلق خدا نیز متواضع است.

2- در حدیث دیگری از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «علیک بالتواضع فانه من اعظم العبادة; بر تو باد تواضع که از برترین عبادات است‏». (4)

3- از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: «التواضع نعمة لایحسد علیها; تواضع نعمتی است که سبب حسادت دیگران نمی‏شود». (5)

معمولا هر نعمتی نصیب انسان می‏شود مزاحمت‏های حسودان افزوده می‏گردد و گاه این حسادت چنان فضای زندگی را تنگ می‏کند که زندگی بر صاحب نعمت مشکل می‏شود، ولی تواضع از این قاعده کلی مستثنی است، نعمتی است که حسادت حسودان را برنمی‏انگیزد.

این بحث دامنه‏دار را با حدیث دیگری از نبی اکرم(ص) پایان می‏دهیم:

4- «یباهی الله تعالی الملائکة بخمسة: بالمجاهدین، والفقراء، والذین یتواضعون لله تعالی، والغنی الذی یعطی الفقراء و لایمن علیهم، و رجل یبکی فی الخلوة من خشیة الله عز و جل; خداوند به پنج دسته از انسانها به فرشتگان مباهات می‏کند: مجاهدان(راه خدا)، فقرا(و نیازمندانی که دین خود را به دنیا نمی‏فروشند) و آنها که به خاطر خدا تواضع می‏کنند و ثروتمندانی که بی منت‏به مستمندان کمک می‏نمایند و کسی که در خلوت از خوف خدا گریه می‏کند!» (6)

در باره ثمرات و آثار مثبت تواضع نیز روایات فراوانی از معصومین به ما رسیده است که چند حدیث پر معنی را در ذیل می‏آوریم:

در حدیثی از امام امیرالمؤمنین(ع) می‏خوانیم: «ثمرة التواضع المحبة و ثمرة الکبر المسبة!; میوه درخت تواضع محبت است و میوه(شوم) تکبر دشنام و ناسزاگویی مردم است!» (7)

در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «بخفض الجناح تنتظم الامور!; با تواضع و محبت کارها نظم و سامان می‏یابد!» (8)

روشن است که نظم جامعه جز در سایه همکاری و همدلی حاصل نمی‏شود و همکاری و همدلی مردم در صورتی ممکن است که شخص مدیر نخواهد خود را بر آنها تحمیل کند و یا فخرفروشی کند و خود را برتر از دیگران قلمداد نماید، همیشه مدیرانی موفق هستند که در عین قاطعیت متواضع و پر محبت‏باشند.

در حدیث دیگری از رسول خدا(ص) می‏خوانیم: «التواضع لایزید العبد الا رفعة فتواضعوا یرفعکم الله!; تواضع جز بزرگی بر انسان نمی‏افزاید پس تواضع کنید تا خداوند شما را بلند مقام سازد!». (9)

 گاه چنین تصور می‏شود که تواضع انسان را کوچک می‏کند در حالی که این یک برداشت‏سطحی و نادرست است، همواره می‏بینیم افراد متواضع در جامعه مورد احترام و دارای عظمت و شخصیت هستند و تواضع بر منزلت آنها می‏افزاید.

از احادیث اسلامی استفاده می‏شود که تواضع شرط قبولی عبادات و طاعات است، از جمله در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «التواضع اصل کل خیر نفیس و مرتبة رفیعة... و من تواضع لله شرفه الله علی کثیر من عباده... و لیس لله عز و جل عبادة یقبلها و یرضیها الا و بابها التواضع، و لایعرف ما فی معنی حقیقة التواضع الا المقربون المستقلین بوحدانیته، قال الله عز و جل و عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما...; تواضع ریشه هر کار نیک و با ارزش است و مقام والایی است... و هر کس برای خدا تواضع کند خداوند او را بر بسیاری از بندگانش شرافت می‏بخشد... و هیچ عبادتی برای خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود مگر اینکه باب آن تواضع است و حقیقت تواضع را جز مقربانی که مستقل در وحدانیت‏خداوندند درک نمی‏کنند، خداوند عز و جل می‏فرماید: بندگان خداوند رحمان کسانی هستند که در زمین با تواضع راه می‏روند و هنگامی که جاهلان آنها را(با سخنان نامناسب) خطاب کنند، به آنها سلام می‏گویند(و با بی اعتنایی می‏گذرند).» (10)

این سخن را با حدیثی که از حضرت مسیح(ع) نقل شده است پایان می‏دهیم. فرمود: «بالتواضع تعمر الحکمة لابالتکبر، کذلک فی السهل ینبت الزرع لا فی الجبل!; به وسیله تواضع، مزرعه علم و دانش آباد می‏شود نه با تکبر، همان گونه که زراعت در زمین نرم و هموار می‏روید نه بر روی کوه!» (11)

کوتاه سخن اینکه: تواضع هم در زندگی علمی و فرهنگی انسان اثر می‏گذارد(چرا که افراد متکبر به خاطر تکبرشان از رسیدن به حق محجوبند) و هم در زندگی اجتماعی(چرا که افراد متواضع از محبوبیت فوق‏العاده‏ای در اجتماع بهره می‏گیرند و همه مردم برای آنها احترام خاصی قائلند) و هم در رابطه انسان با خدا مؤثر است چرا که روح عبادت، تواضع و کلید قبولی آن فروتنی است.

در مورد نشانه‏های تواضع نیز روایات جالبی در منابع اسلامی وارد شده است، در حدیثی از امام علی بن ابی طالب(ع) می‏خوانیم: «ثلاث هن راس التواضع: ان یبدء بالسلام من لقیه، و یرضی بالدون من شرف المجلس، و یکره الریا و السمعة; سه چیز است که سرآغاز تواضع است: نخست اینکه انسان هر کس را ببیند ابتدا به او سلام کند و در پایین مجلس بنشیند و تظاهر ریا و سمعه را ناخوش دارد.» (12)

در بعضی از روایات نشانه‏های دیگری نیز بر آن افزوده شده است، از جمله: ترک «مراء» و «جدال‏» یعنی انسان به خاطر برتری‏جویی با دیگری بحث نکند و دیگر عدم علاقه به اینکه مردم او را بستایند. (13)

1- تعریف تواضع

«تواضع‏» از ماده «وضع‏» در اصل به معنی فرونهادن است، این تعبیر در مورد زنان باردار که مولود خود را به دنیا می‏آورند به عنوان وضع حمل گفته می‏شود و در مورد خسارت و زیان کرد و کمبود تعبیر «وضیعة‏» به کار می‏رود و هنگامی که به عنوان یک صفت اخلاقی گفته می‏شود مفهومش این است که انسان خود را پایین‏تر از آنچه موقعیت اجتماعی اوست قرار دهد، به عکس تکبر که مفهومش برتری‏جویی و قرار دادن خویشتن برتر از موقعیت فردی و اجتماعی اوست.

بعضی از ارباب لغت «تواضع‏» را به معنی «تذلل‏» تفسیر کرده‏اند و منظور از تذلل در اینجا خضوع و فروتنی و تسلیم است.

مرحوم نراقی در «معراج السعادة‏» در تعریف تواضع می‏گوید: «تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و لازمه آن کردار و گفتار چندی است که دلالت‏بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان می‏کند». (14)

تعبیر به «فروتنی‏» در فارسی دقیقا همین معنا را می‏رساند و این مساله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمایان می‏شود.

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا(ع) می‏خوانیم، سؤال کردند: «ما حد التواضع الذی اذا فعله العبد کان متواضعا؟ فقال: التواضع درجات منها ان یعرف المرء قدر نفسه فینزلها منزلتها بقلب سلیم لایحب ان یاتی الی احد الا مثل ما یؤتی الیه، ان رای سیئة دراها بالحسنة، کاظم الغیظ، عاف عن الناس، و الله یحب المحسنین; حد تواضع که اگر انسان آن را انجام دهد متواضع محسوب می‏شود چیست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلی دارد: یکی از مراحل آن این است که انسان قدر و موقعیت نفس خویش را بداند و در همان جایگاه با قلب سلیم(و پذیرش درونی) جای دهد، دوست نداشته باشد کاری در باره کسی انجام دهد مگر همانند کارهایی که در باره او انجام می‏دهند(همان گونه که انتظار احترام از دیگران دارد باید دیگران را محترم بشمارد و هر کاری را از سوی دیگران دون شان خود می‏شمرد در باره دیگران دون شان بشمر.)»

هرگاه بدی از کسی ببیند آن را با نیکی پاسخ دهد، خشم خود را فروبرد، از گناهان مردم درگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد، خداوند نیکوکاران را دوست دارد.» (15)

آنچه در این روایت پرمحتوا آمده، در واقع نشانه‏های تواضع است که از طریق آن می‏توان به تعریف تواضع نیز آشنا شد.

در حدیث دیگری از امام باقر(ع) می‏خوانیم: «التواضع الرضا بالمجلس دون شرفه و ان تسلم علی من لقیت و ان تترک المراء و ان کنت محقا; تواضع آن است که به کمتر از جایگاه شایسته خود در مجلس قانع باشی و هرگاه کسی را ملاقات کردی در سلام پیشی بگیری و جر و بحث را رها کنی هر چند حق با تو باشد.» (16)

حقیقت این است که تعریف تواضع از نشانه‏های آن جدا نیست; چرا که یکی از بهترین راه‏های تعریف یک موضوع، ذکر نشانه‏های گوناگون آن است(دقت کنید.)

2- تواضع و کرامت انسان!

معمولا در این گونه مباحث‏بعضی راه افراط را در پیش می‏گیرند و بعضی راه تفریط، مثلا بعضی تصور می‏کنند حقیقت تواضع آن است که انسان خود را در برابر مردم خوار و بی مقدار کند و اعمالی انجام دهد که از نظر مردم بیفتد و نسبت‏به او سوء ظن پیدا کنند، آن گونه که در حالت‏بعضی از صوفیه نقل شده است که هنگامی که در یک منطقه به خوشنامی معروف می‏شدند مرتکب اعمال زشت و قبیحی می‏شدند تا از نظر بیفتند، مثلا به بی بند و باری در عبادات و خیانت در امانت مردم معروف شوند و مردم آنها را رها کنند و شاید این کار را نوعی تواضع و ریاضت نفس می‏پنداشتند.

اسلام اجازه نمی‏دهد کسی به نام تواضع، خود را تحقیر کند و در نظرها سبک و موهون سازد و کرامت انسانی خویش را پایمال کند، مهم این است که در عین تواضع، شخصیت اجتماعی انسان ضایع نشود و خوار و ذلیل و بی مقدار نگردد. اگر تواضع به صورت صحیح انجام شود نه تنها چنین اثری نخواهد داشت‏بلکه به عکس ارزش او در جامعه بالاتر می‏رود. به همین دلیل در روایات اسلامی از امیرمؤمنان علی(ع) آمده: «بالتواضع تکون الرفعة; تواضع انسان را بالا می‏برد!» (17)

مرحوم «فیض کاشانی‏» - رضوان الله علیه - تحت عنوان غایة الریاضة فی خلق التواضع می‏گوید: این فضیلت اخلاقی مانند سایر صفات اخلاقی دارای طرف افراط و تفریط و حد وسط است، حد افراط «تکبر» و حد تفریط «پذیرش ذلت و پستی‏» و حد وسط «تواضع‏» است. آنچه صفت فضیلت محسوب می‏شود و قابل ستایش است همان کوچکی کردن بدون پذیرش پستی و ذلت است، سپس به ذکر مثالی در اینجا می‏پردازد. می‏گوید: کسی که سعی دارد بر اقران و امثال خود برتری جوید و آنها را پشت‏سر اندازد متکبر است و کسی که خود را بعد از آنها قرار می‏دهد متواضع است، ولی اگر پاره‏دوزی بر دانشمند بزرگی وارد شود او از جای خود برخیزد و او را به جای خود بنشاند و کفش او را بردارد و پیش پای او جفت کند و تواضعی در(حد یک عالم بزرگ) نسبت‏به او روا دارد، این تواضع نیست، نوعی تذلل محسوب می‏شود، این امر قابل ستایش نیست، چیزی شایسته ستایش است که در حد اعتدال باشد و حق هر کس را نسبت‏به او ادا کند، در برابر عالم به گونه‏ای و در برابر افراد دیگر به گونه دیگر. (18)

پی‏نوشتها:

1- تصنیف غررالحکم، شماره 5148، صفحه‏249 و شرح غررالحکم، صفحه 232، شماره 5920.

2- کنزالعمال، حدیث 690.

3- تنبیه الخواطر(مطابق نقل میزان الحکمه، جلد 4، حدیث 21825); محجة البیضاء، جلد6، صفحه 222.

4- بحارالانوار، جلد 72، صفحه‏119، حدیث 5.

5- تحف العقول، صفحه‏363.

6- مکارم الاخلاق، صفحه 51.

7- غررالحکم، 4614 -4613.

8- غررالحکم، 4302.

 9- کنزالعمال،5719.

10- بحارالانوار، جلد 72، صفحه 121.

11- همان مدرک، جلد 2، صفحه 62.

12- کنزالعمال، حدیث‏8506.

13- اصول کافی، جلد 2، صفحه 122، حدیث‏6.

14- معراج السعادة، صفحه 300.

15- کافی، جلد 2، صفحه 124.

16- بحارالانوار، جلد 75، صفحه‏176.

17- فهرست موضوعی غرر، جلد7، صفحه 405(چاپ دانشگاه تهران).

18- المحجة البیضاء، جلد6، صفحه 271(با کمی تلخیص).

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۸۸ساعت 12:30  توسط کیهانی ثابت  | 

نحوه تفکر پسر و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد.

سئوالات زیادی در موردبالاتر بودن سن دختر نسبت به سن پسر در ازدواج مطرح شده است که ملاحظاتی راجع به تفاوت سنی دختر و پسر در ازدواج ، اشاره می کنیم:

1 – بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا 1 الی 5 سال). این به خاطر اینست که مدت باروری در خانمها محدود بوده و در آقایان نامحدود است. و اینکه قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست که در بندهای بعدی توضیح داده می شود.

2 – انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر متعدد است. وقتی شما اقدام به انتخاب همسر می کنید باید 2 مسئله کلی و اساسی را در نظر بگیرید:

الف) همسر انتخابی شما می بایست تمام معیارهای اساسی و مهم مورد نظر شما را که لازمه یک زندگی توام با خوشبختی هست را دارا باشد ( در این زمینه مقالاتی در بخش مشاوره ازدواج سایت همدردی قرار داده ایم). این بدان معنا نیست که در تمام این پارامترها و معیارها صد درصد و کامل باشد ، بلکه به این معناست که حداقل نمره قبولی را داشته باشد. ( مانند اینکه شما در رشته تحصیلی باید همه دروس را پاس کنید)

ب) فرد مورد نظر شما در کل ، باید معدل قابل قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه وقتی نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب را از نظر شما داشته باشد. ( مانند اینست که در رشته تحصیلی خود علاوه بر قبولی همه دروس ، نباید مشروط شوید)

خلاصه: در تک تک معیارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلی همه معیارها، میانگین مطلوب شما را کسب کند.

اگرچه ممکن است فرد در یک معیار نمره عالی نداشته باشد و نقطه ضعف وی باشد. مثلا دختری که 2 سال از پسری بزرگتر است ، اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، در نتیجه معدل خوبی جهت ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. لیکن اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، 15 سال از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی دارد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در اینگونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گویئم).

3 – اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها ، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند. مثلا ازدواج دختر 16 ساله ای را با پسر 30 ساله در نظر بگیرید. در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و .... هست ، آن آقا کار و تفکر و مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است.

4 – نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است 3 سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.

5 – نحوه تفکر پسر و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالایش نسبت می دهد. که این از آسیب پذیریهای چنین ازدواجهایی هست.

6 – نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در این زمینه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گیریهای خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختری به شدت تحت نفوذ والدین خودش هست. معمولا نمی تواند خارج از نظر آنها ، دست به چنین ازدواجی بزند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۸۸ساعت 16:18  توسط کیهانی ثابت  | 

 

آیا میدانستید که فندك قبل از كبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ ؟

آیا میدانستید که بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند. کشکک‌ها در سن 2 تا 6 سالگی ظاهر می‌شوند ؟

آیا میدانستید که کوبیدن سر به دیوار 150 کالری در ساعت مصرف می‌کند ؟

آیا میدانستید که پروانه‌ها توسط پاهایشان می‌چشند ؟

آیا میدانستید که فیل‌ها تنها حیواناتی هستند که نمی‌توانند بپرند ؟

آیا میدانستید که تمام خرسهای قطبی، چپ دست هستند ؟

آیا میدانستید که اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود ؟

آیا میدانستید که هیچ‌وقت نمیتوانی با چشمان باز عطسه کنی ؟

آیا میدانستید که زبان قویترین ماهیچه در بدن است ؟

آیا میدانستید که برای فرار از جاذبه زمین به سرعت ۱۱ کیلومتر در ثانیه نیاز است ؟

آیا میدانستید که ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند ؟

آیا میدانستید که بدن انسان قادر است در ظرف ۱ ساعت ۲ لیتر عرق تولید کند ؟

آیا میدانستید که روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید ؟

آیا میدانستید که صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد

آیا میدانستید که شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است ؟

آیا میدانستید که چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۸ساعت 21:9  توسط کیهانی ثابت  | 

    سيزده فروردين؛ روز طبيعت، روز پايان دوره جشن هاي نوروزي است. در اين روز مردم بنابر يک سنت فرهنگي از خانه ها بيرون و به دشت و صحرا و باغ مي روند تا آخرين روز عيد را در طبيعت و در کنار سبزه و گياه و آب روان چشمه ها و جويبارها به شادي و خوشي بگذرانند.

بيرون رفتن از خانه‎ درروز سيزدهم‎ فروردين‎‎ و آن روز را بـه‎ شـادي‎ و تفـريـح‎ گذراندن‎‎ از رسوم‎ ديـريـن ايـرانـي‎ اسـت.

در اساطير ايراني‎‎ عمر جهان‎ هستـي 12 هـزار سال‎ است‎ و عدد 12 كه‎‎‎ از بروج‎ دوازده گانـه گرفته‎‎‎ شده است‎ و پـس‎ از دوازده هـزار سـال‎ عمر جهان‎‎ بسته‎‎ مي‎‎ شود و انسان هايي كه در جهان‎‎ هستي‎ وظيفه‎ آنها جنگ‎ در برابر اهريمـن است، پس‎ از دوازده‎ هزار سال‎ بر اهريمـن‎ پيروز مي‎ شوند. از آن‎‎ پس‎ ديگر جهان مادي‎ وجود نخواهد داشت‎ و آدميان‎ به‎‎‎ جايگاه ابدي‎ خويش‎ بـه عـالـم‎ مينو باز مي‎ گردند.

با دانستن‎‎‎‎ اين موضوع مي‎ توان گفت‎ كه‎ اولين دوازده‎ روز جشن‎‎ زايش‎ انسان گويا تمثيـلـي‎ از 12 هزار سال‎ زندگي‎ انسـان‎ هـاسـت‎ و از روز سيزدهم‎‎ تمثيلي‎‎ از هزاره‎ سيـزدهـم مـي تواند باشد كه‎ آغاز رهايـش‎ از جهـان‎ مـادي‎ است‎ و از اين‎ رو روز سيزدهم‎ مي‎ توانـد روز بـازگشـت‎ ارواح‎ مـينـو و روز بـزرگ‎ رامـش‎ كيهاني‎ باشد.

روزهاي‎ ماه‎‎ در ايران‎ قديم‎ نامي‎ ويژه داشت‎ و هر يك‎ متعلق‎ به‎ ايزدي‎ بود و روز سيزدهـم‎ متعلق‎ به‎‎ ايزد تير يا "تيشتر" ي‎ بود كـه ايزد باران‎ است‎.

براي‎ اين‎‎ كه‎ اين ايزد پيروز باشد لازم‎ بود كه‎‎ همه مردمان‎ در نماز از او نام‎ برنـد و از او طلب‎ باران‎ كنند. همچنين‎‎ خـوردن غـذاي‎ روز در دشـت‎ و صحـرا نشانه‎‎‎ همين‎‎ فديه گوسفند بريان اسـت‎ كـه در اوستا آمده‎‎‎‎ و افكندن‎ سبزه هاي‎ تازه دميده نوروزي‎ به‎ آب‎ روان‎ جويبارها از كارهـايـي‎ است‎ كه‎ در اين‎ روز انجام‎ مي‎ دادند.

هم‎ اكنون‎‎ نيز در اين روز كه‎ روز طبيعــت‎ نام‎‎ گرفته‎ است‎‎، مردم بنا بر سنت فرهنگي‎ خود همراه‎‎ دوستان‎‎ و خـويشاوندانشان از خــانه خارج‎ مي‎‎ شوند و به‎ دشت‎‎ و طبيعت مي روند تا آخرين‎ روز عيـد را بــه‎ شــادي‎ و تفــريح‎ بگذرانند.

دراين‎ روز معمولا مردم‎ براي‎ ناهـار آش‎ مـي‎ پزند و معتقدند كه‎‎ بايد در خارج‎ از خانـه اين‎‎ غذا تهيه‎‎ شود و همراه آن نيز باقالاپلو، سبزي‎ پلو يا ماهي‎‎ مي خورند. همچنين‎‎‎ خوردن آجيل‎، كاهو با سركه‎ انگبيـن عصرانه‎ بيشتر مردم‎ است.

نزديك‎‎ غروب‎ نيز پيش‎ از ترك كـردن‎ طبـيعـت‎ هر خانواده‎‎‎ اي‎‎ سبزه اي را كه پيش‎ از نوروز سبز كرده‎‎‎ است‎‎ به نشانه بركات و فرواني‎ در آب‎ مي‎‎ اندازند و سپس‎ به‎‎ خانه باز ميگردند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین ۱۳۸۸ساعت 11:17  توسط کیهانی ثابت  | 

 پيام نوروزی رهبر انقلاب / سال 88؛ سال اصلاح الگوي مصرف

: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با اشاره به دعای "حول حالنا الی احسن الحال"تاکید کردند: ما دچار اسراف هستیم و اجمالا عرض می کنم بسیاری از منابع کشور ، دچار اسرافگری های ماست و به هدر می رود و این امر منتهی به افزایش شکاف بین فقرا و اغنیا می شود و لذا باید الگوی مصرف را اصلاح کنیم... من از عموم ومردم و مسوولین درخواست می کنم به سمت اصلاح الگوی مصرف بروند و من امسال را سال حرکت مردم و مسوولین به سوی اصلاح الگوی مصرف می دانم.

ايشان، نزديكي نوروز امسال را به ايام ولادت خاتم النبيين(ص) و امام جعفر صادق(ع)، باعث شرافت بيشتر عيد نوروز دانستند و با تبريك اين عيد سعيد به آحاد ملت عزيز ايران، هم ميهنان خارج از كشور و ملتهايي كه نوروز را گرامي مي دارند، براي همگان سالي سرشار از نيكويي و سعادت آرزو كردند.

رهبر انقلاب اسلامي سال 87 را سالي پُر ماجرا خواندند و با اشاره به حوادث مهم داخلي و خارجي اين سال خاطر نشان كردند: سال 87 با خبرهاي خوش هسته اي كه اثبات كننده توانايي ملت ايران و دانشمندان متبحر اين سرزمين بود، آغاز شد و پرتاب ماهواره اميد، ايران را در اين سال در رديف چند كشور صاحب اين فناوري مهم قرار داد كه اين پيشرفتهاي حقيقتاً شگفت آور، اَرج و اعتبار جديدي براي ملت ايران به همراه آورده است.

حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به راه اندازي موقت و آزمايشي نيروگاه بوشهر افزودند: دنيا قانع شده است كه راه پيشرفت هسته اي ملت ايران را نمي شود بست زيرا  پيشرفتهاي ايران در عرصه هاي مختلف علمي و غير علمي، نشان دهنده  بي اثر بودن تحريم هاست و اثبات مي كند كه ملت بزرگ ايران از درون مي جوشد و رشد مي‌كند و با اتكاء به جوانان پُر تلاش و سرافراز خود، تبليغات و ترفندهاي دشمنان را خنثي مي‌نمايد.

رهبر انقلاب اسلامي در اين پيام نوروزي همچنين با اشاره به تشكيل مجلس هشتم و كارهاي خوبي كه مجلس و دولت با همكاري يكديگر انجام داده اند افزودند: اميدواريم اين همكاريها همچنان ادامه داشته باشد.

ايشان در زمينه مسائل اقتصادي به بحران عظيم اقتصادي جهان اشاره و خاطر نشان كردند: برغم اين بحران بزرگ كه از آمريكا شروع شد و طوفان سهمگيني در جهان ايجاد كرد و با وجود تحريمها، مسئولان كشور توانستند كشور و ملت را از افتادن در موج عظيم مشكلات ناشي از بحران جهاني تا حدود زيادي، دور نگه دارند كه البته بايد همچنان مراقب بود و تلاش كرد تا انشاءاله پيشرفتهاي اقتصادي روزبروز شكوفاتر شود.

حضرت آيت الله خامنه اي از بروز نوآوريها و شكوفاييهاي چشم گير در سال 87 ابراز خرسندي كردند و افزودند: عمل به اين شعار در مرحله مقدماتي خوب بوده است اما بايد شعار نوآوري و شكوفايي را همچنان با جديت پيگيري كنيم تا به فضل الهي، به نقطه اي كه شايسته ملت ايران است برسيم.

ايشان همچنين در تشريح مسائل مهم جهاني در سال 87 ، علاوه بر بحران اقتصادي جهاني، به حمله ناكام 22 روزه رژيم صهيونيستي به غزه و مقاومت تحسين برانگيز مردم مظلوم فلسطين اشاره و تأكيد كردند: شكست مفتضحانه صهيونيستها، اين تجربه بسيار مهم را براي مردم دنيا به ارمغان آورد كه مي توانند در مقابل ستمگران بايستند و پيروز شوند.

رهبر انقلاب اسلامي سال جديد را سالي مهم دانستند و با اشاره به دعاي حلول سال نو افزودند: تبديل احوال ملت ايران به نيكوترين احوال، نيازمند توجه و لطف پروردگار است اما بايد متوجه بود كه جلب "لطف و رحمت الهي" به تلاش و همت آحاد مردم براي ايجاد تحول در زندگي شخصي و اجتماعي بستگي دارد.

ايشان در تشريح زمينه هايي كه نيازمند تغيير و تحول جدي است به موضوع "اسرافهاي شخصي و عمومي" و مصرف بي رويه منابع مختلف كشور اشاره كردند و افزودند: اسلام عزيز و همه عقلاي عالم، بر اين نكته تأكيد مي كنند كه مصرف بايد مدبرانه و عاقلانه مديريت شود.

رهبر انقلاب اسلامي در پايان پيام نوروزي تأكيد كردند: همه ما بخصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيتهاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار "مهم، حياتي و اساسي" يعني"اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه‌ها"،  برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حالها، ظهور و بروز يابد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین ۱۳۸۸ساعت 11:14  توسط کیهانی ثابت  |